رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٩ - توصيف آن حضرت
است. اين هم يازدهمين (مورد) (١) ١٢. و امّا دوازدهم: گفته خداست: وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها- فرمان ده خاندانت را به نماز و بر آن بشكيب»[١] ما را بدين دستور ويژگى داد كه همراه با فرمان عامّش (دائر بر اقامه نماز) به ما هم به ويژه فرمود و در برابر امّت خصوصيّت داد.[٢] پيامبر خدا ٦ پس از فرود آمدن اين آيه تا نه ماه هر روز هنگام هر نمازى در پنج نوبت به در خانه على و فاطمه عليهما السّلام مىآمد و مىفرمود: «نماز! خدا رحمتتان كناد» و خداوند هيچ يك از اولاد پيامبران را به چنين ارجى كه ما را بدان ارجمند و در برابر تمام اهل بيتشان[٣] اختصاص داده گرامى نداشته است. و الحمد للَّه رب العالمين و صلّى اللَّه على محمد نبيّه (سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است و صلوات خدا بر محمد پيامبر او باد.)[٤]
(٢)
توصيف آن حضرت ٧ از امامت و پايگاه آن
عبد العزيز بن مسلم[٥] گفت: در مرو همراه (امام) رضا ٧ بوديم و در مسجد جامع آن شهر گرد آمديم و بحث بر سر امر امامت ميان مردم در گرفت و اختلاف نظرهاى بسيار در آن را ياد كردند.
من خدمت سرور و آقايم (امام) رضا ٧ آمدم و گفتگوهاى مردم را به عرضش رساندم.
(٣) (امام) ٧ لبخندى زد.
سپس (حضرتش) ٧ فرمود: اى عبد العزيز، آن گروه ندانستند و در دين خود فريب خوردند، به راستى، خداوند عزّ و جلّ جان پاك پيامبرش ٦ را باز نگرفت مگر پس از آنكه دين خود را بر او كامل فرمود و قرآن را كه روشنگر همه چيز است و حلال و حرام و احكام و تمام نيازمنديهاى مردم به كمال و تمام در آن بيان گشته فرو فرستاد، و فرمود: ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ
[١] سوره طه، ١٣٢
[٢] در العيون به جاى« ... اذا امرنا مع امره، ثمّ خصّنا دون الامّة» آمده است[ اذا امرنا مع الامّة باقامة الصّلاة ثم خصصنا من دون الامّة»- آنگاه كه همراه با امّت بر بپاداشتن نماز مأمور شديم و سپس در برابر امت اختصاص هم يافتيم]
[٣] در متن« من جميع اهل بيته- از تمام اهل بيتش» ولى در العيون[ من دون جميع اهل بيتهم] آمده( كه در ترجمه همين وجه ترجيح داده شد.- م.)
[٤] در العيون اضافه دارد:[ فقال المأمون و العلماء جزاكم الله اهل بيت نبيّكم عن الامّة خيرا فما نجد الشّرح و البيان فيما اشتبه علينا الّا عندكم- پس مأمون و علماء گفتند: خداوند شما اهل بيت پيامبرتان راى از جانب امّت جزاى خير دهاد كه ما بر آنچه بر ما مشتبه است جز نزد شما شرح و بيانى نمىيابيم.]
[٥] علماى رجال او راى از اصحاب( امام) رضا ٧ شمرده و نيك احوالش دانند. اين روايت راى كلينى در الكافى، ج ١، ص ٢٠١ و صدوق در كمال الدين و عيون اخبار الرضا و نعمانى در كتاب الغيبة، و طبرسى در الاحتجاج آوردهاند و ما به پارهاى موارد تفاوت عبارات اشاره خواهيم كرد.