رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩٩ - پاسخهاى امام نقى(هادى)
(١) ٥. امّا بهشت، در آن همه خوردنيها و آشاميدنيها و سرگرميهايى است كه دل بخواهد و ديده لذّت برد، و خداوند آن همه را بر آدم ٧ روا شمرده و آن درختى كه آدم ٧، پيمبرش را از خوردن ثمره آن نهى فرمود، درخت حسد بود كه با آن دو (آدم و حوّا) پيمان نهاد تا به هيچ يك از آفريدگانش كه خدا به او تفضّلى فرموده به ديده حسد ننگرند و آدم (اين پيمان را) از ياد برد و به ديده حسد نگريست و قدرت تصميم (و ارادهاى كه از آن بازش دارد) در خود نيافت.
(٢) ٦. اما گفته او كه، «يا به آنها نرينه و مادينه را زوج سازد» يعنى براى انسان نرينه يا مادينه متولّد سازد، به هر دوتايى كه با هم باشند «زوج» (يا جفت) گويند و هر يك از آن دو جفت ديگرى است. و معاذ الله، (پناه بر خدا)، كه مقصود خداى والا همان چيزى باشد كه تو به خطا خويش را بدان فريفتى (و پنداشتى مراد از «تزويج» كه به معنى جفت جفتى است، به همسرى دادن (و نكاح) است) و مىخواهى براى ارتكاب گناهان رخصت جويى»[١] وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً- و هر كس چنين كند (عقوبت) گناه را خواهد ديد و عذابش در روز قيامت دو چندان شود، و به خوارى و زارى جاودانه در آن عذاب بماند.»[٢] در صورتى كه توبه نكند.
(٣) ٧. امّا گواهى زن كه به تنهايى جائز است در مورد قابله و ماماست كه در صورت رضايت (به تشخيص او)، گواهى وى رواست و اگر رضايت نباشد دست كم بايد دو زن باشند كه به حكم ناچارى به جاى يك مرد هستند (و گواهى مىدهند) زيرا مرد (در اين مورد خاص) نمىتواند جانشين آن دو زن باشد، و اگر زن تنها باشد گفته او را با سوگندش مىپذيرند.
(٤) ٨. اما گفته على ٧ در باره (آزمايش) خنثى، همچنان است كه فرموده است:[٣] گروهى عادل هر يك آينهاى به دست گيرند و به او بنگرند (به اين ترتيب كه) خنثى پشت سر ايشان برهنه مىايستد و آنان در آينهها مىنگرند و تصوير او را مىبينند و (براى تعيين سهم الارث يا ديگر احكام به رجحان مردانگى يا زنانگى او) حكم مىكنند.
(٥) ٩. امّا مردى كه شبانى را ديده است كه بر گوسفندى درآمده، اگر آن گوسفند را (به عينه) بشناسد، سرش را ببرد و بسوزاندش و اگر نشناسد رمه را دو نيم كند و ميان آن دو دسته قرعه كشد چون قرعه بر يكى از دو نيمه افتاد نيم ديگر برهد، آنگاه آن نيمه را نيز دو نيم كند و پيوسته چنان كند
[١] جهت تعريض امام ٧ به يحيى اكثم با ملاحظه شرح حال او، پا برگ ص ٤٦٦ روشن مىشود.
[٢] الفرقان، ٦٨ و ٦٩
[٣] در المناقب اضافه دارد[ فهو كما قال: يرث من المبال- همچنان است كه فرموده: با توجه به اندام پيشابش ارث مىبرد]