رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٨٣ - كوتهسخنان امام(زين العابدين)
(و هموست كه به كمك خواهندش).
(١) امّا پس از اين (اندرز و مقدّمه)، از هر چه در آنى روى بتاب تا بدان نكوكارانى بپيوندى كه در جامههاى ژنده خود به خاك رفتند، و شكمشان به پشتشان چسبيد، و ميان ايشان با خداوند حجابى نيست و دنيا ايشان را نفريفت و خود فريفته دنيا نشدند، دل سپردند و خواستند و بيدرنگ به آن پيوستند. اگر دنيا در دل تو كه سالخورده و دانشمند و دم مرگى اين قدر جا كرده، پس جوان نورسى كه در شناخت جهان نادان و در رأى خود ناپخته و عقلش فساد پذير است چگونه ايمن ماند؟ ما از خداييم و به سوى او بازمىگرديم. به كه بايد اعتماد كرد؟ و به كه بايد گلايه برد؟ ما درد دل خود و آنچه را در تو مىبينيم به خدا شكوه كنيم و مصيبتى را كه از جانب تو به ما رسيده نزد خدا به حساب آريم.
(٢) بنگر كه سپاسگزاريت بر نعمتهاى آن كس كه تو را در خردى و بزرگى پرورده چگونه است و چگونه آن كس را كه به بركت دينش تو را ميان مردم خوشنام (و مطلوب) ساخته بزرگ مىدارى و چگونه از (خلعت دانش و) لباس آن كس كه با در پوشاندن آن بر اندامت تو را ميان مردم پوشيده (و آبرومند) ساخته نگهدارى مىكنى، و نزديكى و دوريت با آن كس كه تو را فرموده نسبت به او نزديك و فروتن باشى چگونه و تا چه حدّ است. (٣) تو را چه شده كه از خلسه (و چرتت) بيدار نمىشوى و از لغزشت توبه نمىكنى تا بگويى: به خدا سوگند، من حتى يك جا هم براى خدا به زنده سازى دين او يا پاكسازى باطلى نپرداختم، اين است سپاسگزارى تو از كسى كه بردن اين بار (دانش) را از تو خواسته[١] است. چه قدر مىترسم كه تو از زمره چنان كسانى باشى كه خداوند تعالى در كتابش فرموده: أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا- نماز را ضايع گذاشتند و شهوتها را پيروى كردند و به زودى (كيفر) گمراهى را خواهند يافت»[٢] (خداوند) تو را حامل كتابش ساخته و دينش را به امانت به تو سپرده و تو آن را تباه كردى، پس خدايى را مىستاييم كه ما را از آنچه تو را بدان گرفتار كرد عافيت بخشود. و السّلام.
(٤)
كوتهسخنان امام (زين العابدين) ٧
(٥) فرمود ٧: خرسندى به قضاى ناخواسته والاترين درجههاى يقين است.
(٦) و فرمود ٧: هر كه خود را ارجمند شمارد دنيا را پست انگارد.
(٧) به حضرتش عرض شد: گرانقدرترين مردم كيست؟ امام ٧ فرمود: آنكه دنيا را مايه ارزش خود نداند.
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« من استحملك»،[ من استعملك- كسى كه تو را به كار( نگهبانى دانش) گماشته] آمده است.
[٢] مريم، ٥٩