رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٣١ - گفتار امام
(١) سه چيز است كه در هر كه باشد ايمانش كامل است: هر گاه به خشم آيد، خشم او را از راه حق بدر نبرد، چون خشنود شود، خشنودى به باطلش نكشاند و چون توانايى يافت، ببخشايد.
(٢) سه خصلت است كه دنيا دار را بدانها نياز است: آسايش، چندان كه به سستى نكشد و گشايش، همراه با قناعت و دليرى، بدون تنبلى.
(٣) سه چيز است كه خردمند را نشايد در هر حالشان از ياد برد: نابودى جهان، دگرگونى احوال (زمان) و آسيبهاى بىامان.
(٤) سه چيز است كه هرگز جمله را در يك تن به كمال نبينى: ايمان، خرد و اجتهاد (در دانش).
(٥) برادران سه گونهاند: آن كه به جاى خويش (با برادرش) همراهى كند، ديگرى آن كه به مال خود همراهى كند، و اين دو در دوستى راستند و ديگرى آن كه از تو دستمايه زندگانى گيرد و تو را براى پارهاى لذّتها خواهد، او را در خور اعتماد مشمار.
(٦) بندهاى حقيقت ايمان را به كمال نرساند مگر آنكه در او سه خصلت باشد: دانش در دين، نيكو اندازه نگهداشتن در زندگانى و شكيبايى بر ناگواريها. و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم (هيچ نيرويى جز به خداى والاى بزرگوار نيست.)
(٧)
گفتار امام ٧ در توصيف محبّت به اهل بيت (نبوّت) و توحيد و ايمان و اسلام و كفر و فسق
(٨) مردى بر امام درآمد و حضرتش ٧ پرسيد: اين مرد از چه كسانى است؟ وى (خود در پاسخ) عرض كرد: از دلدادگان و دوستداران شما. جعفر (صادق) ٧ فرمود: خدا بندهاى را دوست نمىدارد مگر آنكه او را دوستدار خود سازد، و كسى را دوستدار خود نسازد مگر آنكه بهشت را بر او واجب فرمايد. سپس به وى فرمود: تو از كدام دوستان مايى؟ آن مرد خاموش ماند (٩) و سدير[١] عرض كرد: اى پسر پيامبر خدا، دوستان شما چند گونهاند؟ فرمود سه طبقهاند: طبقهاى كه ما را در عيان دوست دارند و در نهان دوستمان ندارند، و طبقهاى كه ما را در نهان دوست دارند و در عيان دوست ندارند و طبقهاى كه در نهان و عيان ما را دوست دارند، و ايشان گروه طراز والا باشند، زلال گوارا (ى حقيقت) نوشيدند و تفسير قرآن را دانستند و از فصل خطاب و سبب اسباب
[١] سدير، بروزن شريف، ابن حكيم بن صهيب صيرفى از اصحاب حضرت سجّاد و باقر و صادق عليهم السّلام، امامى مذهبى ستوده و دوستدار اهل بيت عليهم السّلام كه حضرت صادق ٧ براى او و عبد السّلام بن عبد الرحمن كه هر دو در زندان بودند دعا فرمود و آزاد شدند و امام ٧ فرمود: سدير معجونى از همه رنگ است. يعنى از گزند مخالفان بر او باكى نباشد زيرا وى مىتواند از باب تقيّه خود را به رنگ آنها درآورد و چنان بر آنها پوشيده ماند كه به تشيّع نشناسندش و تقيّه واجب را بخوبى مراعات مىكند. وى و حنان بن سدير صيرفى از اصحاب( امام) صادق و( امام) كاظم عليهم السّلام بودند. اين مطلب در صحيفة الجعفريّة چنين آمده ولى ظاهرا كسى كه امام ٧ براى رهاييش از زندان دعا فرموده شديد بن عبد الرحمن بوده است.