رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٠ - نامه آن حضرت به پسرش امام حسن
(١) و بدان كه برابر تو راهى است دور و پردشوارى و هراسهاى سخت، و تو را گزيرى نيست كه نيك پيش بينى كنى و توشه خود را به اندازه و به سبكبارى برگيرى، پس بيش از توان خويش بر دوش مگير كه بر شانهات سنگينى كند و سر بارت گردد و هر گاه از نيازمندان كسى يافتى كه توشه تو را بر مىدارد و آنگاه كه خود نيازمند شوى به تو باز مىگرداند او را غنيمت شمار و نيز (وجود) آن كس را كه در حال توانگريت از تو وام ستاند غنيمت دان[١] و زمان باز پرداخت آن را روز تنگدستيت قرار ده.[٢] (٢) و بدان كه گردنه سختى در پيش دارى كه ناگزير تو را به بهشت يا دوزخ سرازير مىكند[٣] سبكبار در آنجا نكوحالتر از گرانبار است[٤] پس پيش از آنكه بدان (گردنه) در آيى پيشاهنگى براى خود گسيل دار، و بدان آن كس كه گنجينههاى سترگ دنيا و آخرت به دست اوست اجازهات داده كه از او به دعا بخواهى و بر عهده گرفته كه پاسخت گويد و فرموده از او درخواست كنى تا به تو عطا كند و او مهربان است. ميان خود و تو ترجمان (و واسطهاى) قرار نداده و از تو روى نپوشانده و تو را ناگزير نساخته كه به درگاه او واسطهاى آورى، و اگر بد كردى توبه را از تو باز نداشته است[٥] و در بازگشتت (از گناه) تو را نكوهش نمىكند و در كيفرت شتاب نمىورزد و چون دستخوش رسوايى شدى تو را رسوا نسازد و غرامت از تو باز نخواهد و تو را از رحمت نوميد نگرداند و بگاه توبه بر تو سخت نگيرد. خود دارى از گناه را كار نيك دانسته و گناهت را يكى به حساب آورده و كار نيكت را ده شمرده، و در توبه و از سرگرفتن[٦] (طاعت) را بر تو گشوده، و هر گاه بخواهى، فرياد و زمزمهات را مىشنود تا نياز خود را به او عرضه دارى و گزارش حال خود را به او حكايت كنى و از اندوههايت به درگاه او شكايت برى و در كارهايت از او مددجويى و رازهاى خويش را كه از مردم پنهان مىدارى به او بگويى. سپس كليدهاى گنجينههاى خود را به دست تو سپرده، پس در خواهش پافشارى كن تا در رحمت به رويت گشوده شود كه خود تو را رخصت خواهش فرموده، و هر زمان خواستى به دعا درهاى گنجينههاى او را بگشاى و اصرار كن و اگر در پاسخگويى به تو دير كرد، نوميد مشو
[١] در اين فرمايش تشويق به صدقه فرموده و مراد آن است كه اگر مالت را به نيازمندان و درويشان انفاق كنى مزد و پاداش آن ذخيرهاى مىشود كه روز قيامت بدان دست مىيابى و چنان است كه گويى آنان توشه تو را بر گرفته و بگاه نيازمندى در اختيارت گذاشته باشند.
[٢] ن: به جاى« و اجعل وقت قضائك في يوم عسرتك»[ ... ليجمل قضاءه لك في يوم عسرتك- تا باز پرداخت آن را به روز نيازمندى تو قرار دهد]
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« مهبطك»[ مهبطا بك] آمده است.
[٤] ن: اضافه و تقدّم و تأخّرى چنين دارد[ ... و المبطئ عليها اقبح حالا من المسرع و آن مهبطك بها لا محالة على جنة او على نار- و درنگكننده در آن( گردنه) بد حالتر از شتابنده است و ...]
[٥] ن: به جاى« و لم يمنعك ان أسأت التوبة»،[ ... ان أسأت من التوبة- اگر بد كردى تو را از توبه باز نداشته]
[٦] در پارهاى نسخهها به جاى« استيناف»[ استيتاب- توبهجويى و پوزش خواهى] آمده است.