رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١٤ - آموزشهاى امام
گردد. (١) در توبه براى هر كس كه آهنگ آن كند، باز است؛ پس به درگاه خداوند «نصوح وار» توبه كنيد شايد پروردگارتان از بديهاى شما چشم پوشد. (٢) چون پيمانى بستيد بدان وفا كنيد. (٣) هيچ نعمت و زندگانى خوشى از هيچ قومى زايل نشده مگر به سبب گناهانى كه مرتكب آنها شدهاند چه خداوند بر بندگان ستمگر نيست و اگر نعمت را با دعا استقبال كنند زايل نمىشود و اگر بلاها برايشان نازل شود يا نعمتها از دستشان برود و آنان با نيّت پاك به درگاه خداوند بنالند و سستى و اسراف نكنند[١] (٤) (خداوند) هر تباهشدهاى را براى ايشان اصلاح كند و هر چه را از دست دادهاند به آنان باز گرداند. (٥) اگر مسلمانى تنگدست شد از پروردگارش (به ديگرى) شكايت نكند ولى به (درگاه خود) او شكايت برد زيرا كليد كارها و چاره آنها در آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست به دست (قدرت) اوست و الحمد للَّه ربّ العالمين، پروردگار عرش بزرگ هموست. (٦) چون بندهاى از خواب برخيزد پيش از برخاستن (از بستر) بايد بگويد: «خدا مرا از (نياز بردن به) بندگان بس، او مرا بسنده و كافى است و او بهترين وكيل و پشتيبان است». (٧) هر گاه يكى از شما شب برخاست، به اطراف آسمان بنگرد و بخواند إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ ...- تا آنجا كه فرمايد- ... لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ[٢]. (٨) سر كشيدن (و نگريستن) به درون چاه زمزم بيمارى را درمان كند، پس از آب آن چاه در آن سمت كه حجر الاسود است بنوشيد. (٩) چهار رود از بهشتند: فرات و نيل و آمودريا و ريگ دريا (كه دو رودند). (١٠)[٣] مسلمان با فرماندهى كه بر اجراى حكم (الهى) امين نيست و فرمان خداى عزّ و جلّ را در سپاه اجرا نمىكند، به جهاد نرود و اگر برود و (در چنان نبردى) بميرد در تضييع حق ما و ريختن خون ما، ياور دشمن ماست و مردنش چون مردن به روز جاهلى است. (١١) ياد كردما- خاندان رسالت- شفاى هر تباهى و بيمارى و درمان وسوسه گناه، و دوست داشتن ما خرسندى پروردگار است. (١٢) پذيرنده فرمان و رونده راه و مذهب ما فردا در باغ فردوس با ماست، و منتظر فرمان ما چون كسى است كه در راه خدا به خون خود درغلتد، (١٣) هر كه هنگام نبرد ما حاضر باشد و بانگ ما را بشنود و ما را يارى نكند خداوندش با بينى به آتش افكند،[٤] (١٤) آنگاه كه مردم رستاخيز كنند و راهها تنگ و بسته
[١] مراد از سستى، قصور در عبادت و سستى در شكرگزارى و مراد از اسراف، زياده روى و بىبند و بارى در صرف نعمت است.)
[٢] پيشتر نيز اين آيات كريمه كه آيات ١٩٠ تا ١٩٤ سوره آل عمران است آمده و در پا برگ ص ١١٣ ترجمه شده است.
[٣] فرات در عراق، و نيل در مصر، و سيحون و جيحون( آمودريا و ريگ دريا) در بلخ هستند( آسياى ميانه) و در پارهاى نسخهها به جاى« نهران- دو رود»[ مهران] كه نام موضعى است آمده. اين رودها از لحاظ پرسودى چنانند كه به رودهاى بهشتى مانند و گويى از فردوس سرچشمه گرفتهاند( و گر نه) رودهاى پر آب زمين منحصر به اين چهار رود نيستند.
[٤] يعنى به سر دوزخش نگون كند.- م.