رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١٦ - آموزشهاى امام
بخواند كه اين فقر را دور مىكند. (١) به كودكان خود نماز بياموزيد و چون به هشت سالگى رسيدند آنها را مسئول آن دانيد (و مراقبت و باز خواست كنيد). (٢) خود را از نزديكى به سگها پاك بداريد، و هر كه به سگ، بىرطوبت سايشى يابد بايد بر جامهاش آب فشاند و اگر سگ رطوبت داشت بايد جامه خود را بشويد. (٣) هر گاه حديثى از ما شنيديد و نفهميديد آن را به ما برگردانيد و در باره آن درنگ كنيد و چون حقيقت بر شما روشن شد آن را بپذيريد و سخن پراكنان شتابزده نباشيد. (٤) آن كه زياده رفته (بايد) به ما برگردد و آنكه عقب مانده (نيز بايد) به ما برسد،[١] (٥) هر كه به ما دست آويزد (به هدف) برسد و هر كه از ما عقب ماند نابود شود. (٦) هر كه راهى جز راه ما پيمايد لگدكوب شود. (٧) دوستداران ما را فوجهايى از رحمت خداست و دشمنانمان را فوجهايى از خشم خدا. (٨) راه ما و فرمان ما درست (و رهنما) است. (٩) در پنج (مورد) سهو (در نماز) روا نيست: وتر (نماز يك ركعتى نافله) و دو ركعت نخست هر نماز واجب كه بايد در آنها حمد و سوره بخواند، نماز صبح، نماز مغرب و هر نماز دو ركعتى واجب ديگر، هر چند در سفر باشد. (١٠) خردمند بىطهارت قرآن نخواند تا براى آن تطهير كند.
(١١) چون در نماز باشيد پس از هر سوره حقّ آن را از ركوع و سجود (خوب) ادا كنيد. (١٢) مرد در حالى كه پيراهن را بر يك شانه افكنده باشد نماز نمىخواند چه اين از كارهاى قوم لوط است.[٢]. (١٣)) براى مرد، نماز با يك طاقه پارچه كه دو طرفش را بر گردن بندد و يا پيراهن درشتبافى كه تكمه آن را ببندد روا باشد. (١٤) مرد بر صورت (عكس و نقاشى) و فرشى كه بر آن نقش صورت باشد نماز نگزارد، ولى جايز است كه صورت زير دو پايش قرار گيرد (به نحوى كه ديده نشود) يا پوششى بر آن افكنند. (١٥) مرد، سكّهاى سيمين كه بر آن نقش صورتى باشد در جامه خود گره نزند و نماز بخواند، ولى جايز است كه سكه نقره در هميان يا در كيسهاى باشد به شرط آن كه پديدار باشد (يا كيسه در روى لباس باشد نه درون آن). (١٦) مرد، نه بر توده گندم و نه جو و نه هر چيزى خوراكى و نه بر
[١] در نهج البلاغه آمده است:« نحن النّمرقة الوسطى بها يلحق التالى و اليها يرجع الغالى- ما پشتىاى هستيم در ميانه( كه از دو جانب بر آن تكيه دهند و اعتماد كنند) آنكه وامانده خود را به آن تكيهگاه برساند و آن كه تجاوز كرده و تند رفته به جانب آن تكيهگاه باز گردد» اين از آن روست كه روش ايشان عليهم السّلام طريق صحيح و راه درست دين و صراط مستقيم است و ايشان خود راهها و رهبرانى هستند كه به فطرت حنيفى كه اساس اديان بر آنها نهاده شده است مىرسند و مىرسانند و همه مردم به پيروى از آن فطرت خوانده شدهاند به مصداق« فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم، و لكن اكثر الناس لا يعلمون- پاكدلانه روى به دين بياور، اين فطرت الهى است كه مردمان را بر وفق آن آفريده است؛ در آفرينش الهى تغييرى راه ندارد؛ اين دين استوار است، ولى بيشترينه مردم نمىدانند» الرّوم، ٣٠- پس امامان عليهم السّلام به خلوص فطرت قيام كردند و پايه آموزشهاى خود را بر آن نهادند و از هيچ عاطفه معمولى يا آموزش بشرى هر چند اندك هم بوده باشد تأثير نپذيرفتند، از اين روى كسى كه در دين خود زياده روى و غلوّ كرده و از حدود لازم شرعى الهى تجاوز نموده است، نجاتش با رجوع به روش امامان و پناه بردن به زير سايه ايشان ميسّر خواهد شد.
[٢] در حديث آمده است:« بر يك شانه افكندن( يا حمايل ساختن) پيراهن كار جابران است.»