رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠١ - كوتهسخنانى كه از على
مردم دشمنى افكند و در سينهها كينهها بكارد.[١] از خدا بترسيد و خود را بپاييد.
(١) و فرمود ٧: بر تو باكى نيست كه با خردمند همنشين باشى و گرچه از كرمش بر نخورى ولى از خردش سود برى و (البتّه) از اخلاق بدش بپرهيز و (به هيچ روى) همنشينى مردم كريم را رها مكن كه گر چه از خردش سود نبرى ولى با خرد خود از كرم او بهرهگيرى. و با تمام نيرو از فرومايه احمق (كه نه كرم دارد و نه خرد) به شدت بگريز.
(٢) و فرمود ٧: صبر بر سه گونه است: صبر (يا شكيبايى) بر مصيبت و صبر (يا استقامت) بر فرمانبردارى و صبر (يا خوددارى) از گناه.
(٣) و فرمود ٧: هر كه تواند خود را از چهار چيز باز دارد و او را سزد كه هرگز ناگوارى نبيند. عرض شد: آنها كدامند؟ فرمود: شتاب و لجبازى و خودپسندى و سستى.
(٤) و فرمود ٧: امور بر سه گونهاند: فرايض[٢] و فضايل[٣] و معاصى[٤]. (٥) امّا فرايض به امر و خواست و رضا و علم و تقدير الهى (مقرّر) است، بنده آنها را انجام دهد و به وسيله آنها از عذاب خداوند برهد. (٦) امّا فضايل، امر خدا نيستند، ولى به خواست و رضايت و علم و تقدير اويند، بنده آنها را انجام دهد و بر آنها پاداش يابد. (٧) امّا معاصى، مورد امر و خواست و رضايت خدا نيستند ولى به علم و تقدير اويند كه آنها را به وقت خود مقدّر فرموده، پس بنده به اختيار خويش آنها را انجام مىدهد و خدايش بدان سبب به كيفر رساند زيرا بنده را از ارتكاب آنها بازداشته ولى او خود باز نايستاده است.[٥] (٨) و فرمود ٧: اى مردم، خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر كس (حقّ) آن را بجاى آرد افزونش كند و هر كه (در اداى حقّ نعمت) كوتاهى كند خود را به خطر زوال نعمت و تعجيل مجازات افكنده است. پس بايد همان گونه كه خداوند شما را از گناهان ترسان مىبيند بر (زوال) نعمت (نيز) نگران بيند.
(٩) و فرمود ٧: هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه اين (تنگدستى و شدّت) از (لطف و) حسن نظر خداوند به اوست آرزويى را (كه پاداش اخروى است) ضايع كرده است (١٠) و هر كه گشايش
[١] در كافى به جاى« يغرى بين الناس بالعداوة فينبت الشّحناء في الصدور»[ يفرق بين الناس بالعداوة فينبت السّخائم في الصدور- به دشمنى ميانه مردم تفرقه اندازد و بذر كينتوزى را در سينهها بكارد] آمده است.
[٢] واجبات و تكاليف شرعى.- م.
[٣] مستحبات يا كارهايى كه در شمار واجبات شرعى نيست ولى انجام آنها فضيلتبخش است و پاداش اخروى دارد.- م.
[٤] نافرمانيها و گناهان.- م.
[٥] يعنى گناهان افراد به خلقت تكوينى قهرى اجبارى و الزامى و قطعى الصّدور آفريده نشده كه حتما و بالفطره انجام گيرد بلكه به خلقت تقديرى و به اندازهسنجى است كه اختيار بشر در انتخاب كلّ يا جزء و ارتكاب يا پرهيز، در آن مؤثّر است.- م.