رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١١ - كوتهسخنانى كه از على
بد) گذشت مىكند»[١] و سه بار دستش را به هم برآورد و گفت «و از بسيارى گذشت مىكند».
(١) و فرمود ٧: آغاز پيوند گسلى پردهافكنى است. بر هيچ كس كه تنگدل باشد فسوس مخور.[٢] زشتترين مكافات مجازات با بدكردارى است.[٣] (٢) و فرمود ٧: آغاز خودپسندى مرد (مرحله) تباهى خرد اوست. هر كه زبانش را نگهدارد ايمن ماند. هر كه خلقيّاتش را نيكو نسازد گزندش افزون شود. هر كه بدخو شود خاندانش را تنگدل سازد. (٣) بسا سخنى كه نعمتى را ببرد. سپاسگزارى بازدارنده فتنه است. (٤) آبرودارى اساس مردانگى است. (٥) شفيع گنهكار فروتنى اوست. (٦) اصل دور انديشى درنگ بگاه شبهه است. (٧) گنجينههاى روزى در گستردگى اخلاق (و گشاده خويى) است.
(٨) و فرمود ٧: مصيبتها برابرانه ميان مردم تقسيم شده است. (٩) تا باب توبه باز است از (بخشودگى از) گناه خويش نوميد مباش. (١٠) رهيابى در مخالفت با شهوت است. (١١) پايانه آرزوها مرگ است. (١٢) نگريستن به بخيل دل را سخت كند. (١٣) نگريستن به احمق ديده را تار كند. (١٤) سخاوت (از) هوشمندى و لئيمى (از) غافلنمايى است.
(١٥) و فرمود ٧: فقر، مرگ بزرگتر (از مرگ جسمانى) است. (١٦) كمى عيال يكى از دو فراخدستى و نيمى (از) زندگى است. (١٧) و غم نيمى از پيرى است. (١٨) مردى كه ميانهروى كند نادار[٤] نشود، (١٩) و مردى كه رايزنى كند نابود نگردد. (٢٠) احسان روا نيست مگر به صاحب خاندان يا ديندار.
(٢١) نيكبخت آن كس كه از سرگذشت ديگرى پند آموزد. (٢٢) و مغبون نه ستوده است و نه مزدى دارد. (٢٣) نيكى كهنه نشود و گناه فراموش نگردد.
(٢٤) و فرمود ٧: احسان كنيد تا ستايش به دست آريد. (٢٥) سپاسگزارى را شعار خود سازيد تا [خردمندان] به شما انس گيرند (٢٦) و زيادهگويى را كنار گذاريد تا بيخردان از شما دور شوند، (٢٧) همنشين را گرامى داريد تا باشگاه شما آبادان ماند (٢٨) و از آنان كه با شما آميزش دارند پشتيبانى كنيد تا به
[١] الشورى، ٣٠
[٢] در ن، در باب المختار من حكم امير المؤمنين ٧، ص، ١١٧٢، فيض الاسلام آمده است:[ و لا تأمننّ ملولا- از دلتنگ و رنجيده ايمن مباش]( كه از لحاظ مفهوم روشنتر از عبارتى است كه در متن آمده و ترجمه شده است.- م.)
[٣] در متن« احد اليسارين» است و يسار به معنى روزى فراخى و توانگرى آمده و نيز كنايه از دست است. به معنى اول مراد آن است كه كمى عائله و نانخور نوعى روزى فراخى و گشايش مالى است زيرا آدمى يا درآمد بسيار دارد كه به راحتى صرف عائله خويش مىكند يا نانخور كم دارد كه با درآمد محدود مىتواند آنها را كفايت دهد و آسوده نگهدارد. و به معنى دوّم مراد آن است كه كم عيالى يكى از دو دست آدمى است كه به يكى تحصيل روزى كند و به ديگر دست خانواده كوچكش را آسوده نگه مىدارد. از اين رو در ترجمه« يسار»« فراخدستى» كه متضمن هر دو مفهوم تواند بود اختيار شد.- م.
[٤] در ن، به جاى ما عال امرؤ-( به سبب) كثرت نانخور نادار نشود»[ ما اعال .... بىانصافى نكند] آمده است.