رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩٥ - كوتهسخنانى كه از على
و كردار به آن سبب اصلاح دين و وسيله (رفتن) به بهشت شود. و پرداختها مال را بكاهد و دانش با خرج كردنش بپالايد و بيفزايد. پس خرج كردن دانش پراكندنش در ميان نگهبانان و راويان آن است.
(١) و بدانيد كه ملازمت با دانش و پيروى از آن آيينى است كه خداوند بدان پرستش و ديندارى شود (و پذيرفتن) و به فرمان دانش رفتن موجب به دست آوردن حسنات (و كردارهاى پاداش آفرين) شود و سيّئات (و اعمال كيفر آفرين) را بزدايد و اندوخته مؤمنان باشد و مايه سر بلندى آنان در زندگانى و ياد خيرشان پس از مرگ شود. (٢) به راستى دانش را فضيلتهاى بسيار است كه (در عالم تمثيل)، سرش، فروتنى است و چشمش، بركنارى از حسد و گوشش، فهم و زبانش، راستى و حافظهاش، بررسى و دلش، خوش نيّتى و خردش، شناخت اسباب امور و دستش، مهربانى و همّتش، سلامت و پايش، ديدار دانشمندان و حكمتش، پارسايى و قرارگاهش، رستگارى و جلودارش، عافيت و مركبش، وفا و سلاحش، نرمى سخن و شمشيرش، خرسندى و كمانش، سازگارى و سپاهش، گفتگو با دانشمندان و داراييش، ادب و اندوختهاش، پرهيز از گناهان و توشهاش، احسان و جايگاهش، سازش و رهنمايش، هدايت و يارش، همنشينى با نيكان.[١]
(٣)
كوتهسخنانى كه از على ٧ روايت شده است
[٢] (٤) على ٧ فرمود: نيكى كردن و پنهان داشتن كردار نيك و شكيبايى بر بلاهاى سخت و نهان داشتن مصيبتها، از گنجهاى بهشت است.
(٥) و همو ٧ گفت: نيكخويى بهترين همنشين است و سرآغاز دفتر مؤمن خوشخويى او باشد.
(٦) و فرمود ٧: زاهد نسبت به دنيا كسى است كه حرام صبرش را نربايد و حلال از شكرش باز ندارد.
(٧) (على ٧) به عبد اللَّه بن عبّاس نوشت:[٣] امّا بعد:
به راستى، يافتن چيزى كه از دست آدمى به در نرود وى را شادان مىسازد و از دست رفتن چيزى كه بازش به دست نتوان آورد او را ناگوار مىآيد، پس بايد شادمانى تو به چيزى از آخرت كه به دست مىآورى و افسوست بر چيزى از آخرت كه از كف مىدهى باشد. هر چه از دنيا به دست آورى بدان بسيار شاد مشو و در اندوه آنچه از دنيا از كف دهى پر افسوس مخور، بايد تمام
[١] در كافى به جاى« صحبة الاخيار»[ محبّة الاخيار- دوستى نيكان] آمده است.
[٢] آنچه در اين بخش آمده در كتب علما و مؤلّفان خاصّه چون خصال و كافى و امالى و كشف الغمّة و مناقب و كنز الفوائد و نهج البلاغة و ارشاد المفيد و امثال آنها و نيز در كتب نويسندگان عامّه چون حلية الاولياء و مناقب ابن جوزى و مطالب السئول و مانند آنها آمده است كه ما در صورت اختلاف( لفظ) به پارهاى از آنها اشاره مىكنيم.
[٣] اين نوشته با اندك تفاوتى در نهج البلاغة آمده است.