رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩٦ - كوتهسخنانى كه از على
توجّه تو معطوف به آنچه بعد از مرگ است باشد.
(١) (على) ٧ در نكوهش دنيا گفت: آغازش رنج است و پايانش نابودى، در حلالش حساب است و در حرامش بازخواست (و عقاب)، هر كه در آن تندرست شود (بىپروا) بياسايد و هر كه در آن بيمار شود دست پشيمانى برهم سايد.[١] هر كه در آن توانگر شود به فتنه و بلا دچار آيد و هر كه در آن مستمند شود به غم و اندوه گرفتار آيد، هر كه (در طلبش) بكوشد آن را نيابد[٢] و هر كه از تكاپوى آن باز نشيند (دنيا خود) نزدش آيد و هر كه را با چشمداشت بر آن نگرد كور سازد و هر كه را به ديده عبرتش بنگرد بينش دهد (و كور دلى را از او دور سازد)[٣].
(٢) و گفت ٧: دوستت را چندان به اندازه دوست دار كه بسا روزى دشمنت شود و دشمنت را چندان به قاعده دشمن دار كه بسا روزى دوستت شود.[٤] (٣) و گفت ٧: هيچ توانگرىاى چون خرد، و هيچ فقرى سختتر از جهل نباشد.
(٤) و گفت ٧: ارزش هر انسانى (بسته) به آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.
(٥) و گفت ٧: هيبت با ناكامى و شرم با بىنصيبى همراه است و حكمت گمشده مؤمن است كه بايد آن را بجويد گر چه در دست مردمى بد باشد.
(٦) و گفت ٧: اگر حاملان علم، دانش را چنان كه شايسته آن است حمل كنند، خدا و فرشتگان و آفريدگان فرمانبردارش آنان را دوست دارند. ولى (افسوس كه) آنان (بار علم را) در طلب دنيا به دوش كشيدند و خدا آنان را دشمن گرفت و نزد مردم خوار گشتند.
(٧) و گفت ٧: برترين عبادت شكيبايى و خاموشى و انتظار گشايش[٥] است.
(٨) و گفت ٧: به راستى، نكبتها (و بدبختيها) را سرانجامى است كه ناگزير بدان پايان يابند. پس اگر بر يكى از شما چيره آمد بايد بدان سر فرود آرد و صبر كند تا بگذرد زيرا بكار بستن چاره به هنگام روى آوردن نكبتها بر وخامتشان بيفزايد.
(٩) حضرتش ٧ به مالك اشتر فرمود: اى مالك اين سخن را از من بشنو و به ياد دار. اى مالك، مردانگى آن كس كه يقينش سست باشد كم بهاست. و هر كه دل به طمع بندد خويشتن را خوار كند. و هر كه سختى حال (و تنگدستى) خود را فاش كند به خوارى رضا داده و هر كه ديگرى
[١] ن، اين جمله را ندارد. شايد مراد از« من صحّ فيها امن و من مرض فيها ندم» آن باشد كه« هر كه در دنيا درستكارى كرد و صحّت عمل داشت در آخرت بياسايد و هر كه در جهان نادرستى و كردار بيمار گونه نمود كه مستلزم رخوت و سستى و كاهلى در عبادات و طاعات است، به آخرت پشيمانى خورد».- م.
[٢] در كنز الفوائد به جاى« فاتته»[ فاتنه- فريفتهاش كند] آمده است.
[٣] در ن، با تقدّم و تأخّر آمده است.- م.
[٤] مراد آن است كه در دوستى يا دشمنى اندازه نگهدار و در هيچ يك از حالات محبّت يا عداوت در رفتار خود با دوست يا دشمنت از جادّه اعتدال تجاوز مكن.
[٥]« انتظار الفرج» براى شرح اين تعبير رك: به پابرگ ص ٤٥