رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣٨ - از سخنان آن حضرت
پس از آن روى سخن را به ديگر مؤمنان فرموده گويد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ- اى مؤمنان از خداوند و پيامبر و اولو الامرتان اطاعت كنيد»[١] يعنى همان كسانى را كه كتاب و حكمت به ميراثشان رسيده[٢] و به سبب اين دو (موهبت) محسود ديگران شدند به گفته خداوند: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً- يا مگر به خاطر آنچه خداوند از لطف خويش به (بعضى از) مردمان بخشيده به آنان رشك مىبرند؟ ما به خاندان ابراهيم كتاب آسمانى و نبوّت دادهايم و به آنان فرمانروايى بزرگى بخشيدهايم»[٣] يعنى حقّ فرمانبردارى از برگزيدگان پاك. و «ملك» در اينجا حقّ و امتياز فرمانبردارى از ايشان است.
(١) علماء گفتند: آيا خداى تعالى (اصطفاء- برگزيدگى) را در قرآن تفسير كرده است؟
(امام) رضا ٧ فرمود: برگزيدگى (و اصطفاء) را در ظاهر (قرآن) علاوه بر باطن آن در دوازده جا تفسير كرده است: (٢) ١. نخستين جا گفته خداست: وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ- و رهطك المخلصين- و خاندان خويشاوندت را هشدار ده- و تيره و تبار مخلصت را»[٤] كه در قرائت أبيّ بن كعب[٥] چنين است
[١] النساء، ٥٩
[٢] در العيون به جاى« الّذين اورثهم الكتاب»،[ الذين قرنهم بالكتاب- كسانى كه قرينشان داشت با كتاب] آمده است.
[٣] النساء، ٥٤( تجديد استناد امام ٧ به اين آيه كه چند سطر پيش نيز بدان استشهاد فرمود اينك از لحاظ بعد ديگر آن يعنى اثبات ملك و فرمانروايى برگزيدگان و اولى الامر است و مراد اولى الامرى است كه مؤيّد به كتاب و حكمت باشند.- م.)
[٤] الشعراء، ٢١٤
[٥] ابى بن كعب بن قيس انصارى خزرجى، مكنّى به ابى المنذر و نيز ابى الطّفيل از فضلاى صحابه و سيّد القرّاء( رئيس درستخوانان قرآن از لحاظ لفظ و اعراب) بود كه وحى را مىنوشت. در بدر شركت كرد و در عقبه با هفتاد تن ديگر حضور داشت و با پيامبر خدا ٦ بيعت كرد و ميان او و سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل برادر خواندگى جارى شد. او از دوازده نفرى است كه خلافت را بر ابو بكر ناروا شمردند و خواستند او را از منبر پيامبر خدا ٦ به زير كشند. وى پيشاهنگى و نشستن ابو بكر را به جاى پيامبر خدا ٦ سخت زشت شمرد و به او گفت: اى ابو بكر، منكر حقّى كه خداوند آن را براى ديگرى مقرر فرموده مشو و نخستين كسى مباش كه از وصيّت پيامبر خدا ٦ نافرمانى كنى، و اوّلين كسى مباش كه با فرمان او برخوردى مخالف داشته باشى، پس حق را به شايستهاش برگردان تا ايمن مانى و به گردنكشى خود ادامه مده كه پشيمان گردى و به توبه پرواز تا گناهت سبك شود و به اين كار كه خداوند براى تو مقرر نفرموده نپرداز كه و بال كردارت را خواهى ديد، چه به زودى از اين وضعى كه در دنيا دارى جدا خواهى شد و به سوى پروردگارت رهسپار مىشوى و از تو به سبب آنچه كردهاى بازخواست مىفرمايد و پروردگارت نسبت به بندگان خود ستمكاره نيست. وى، رحمه الله در روزگار عمر وفات يافت و عمر در مرگ او گفت:« امروز سرور و سيّد مسلمانان در گذشت».