رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣٩ - از سخنان آن حضرت
و در مصحف عبد الله بن مسعود[١] هم ثبت است. پس چون عثمان به زيد بن ثابت[٢] دستور داد قرآن را گرد آورد اين آيه را پنهان كرد.[٣] هنگامى كه خداوند عزّ و جلّ بدين كلمه قصد «آل» (تيره و تبار با اخلاص) را فرموده پايگاهى والا و فضيلتى بزرگ و شرفى سترگ (براى ايشان عليهم السّلام) است. اين يكى (از آن موارد دوازدهگانه).
(١) ٢. و آيه دوّم در برگزيدگى (و اصطفاء) گفته خداوندست كه فرمايد: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً- همانا خداوند مىخواهد كه از شما اهل بيت هر پليدى (احتمالى/ شك و شبهه) را بزدايد، و شما را چنان كه بايد و شايد پاكيزه بدارد[٤] و اين برترى
[١] ابو عبد الرّحمن، عبد اللَّه بن مسعود بن عامل بن حبيب هذلى، صحابى گرانقدر و والامقام از فقهاى صحابه و يكى از حافظان قرآن بود. قرائتى از قرآن و نقل سنّت از اوست. روايت شده كه وى هفتاد سوره قرآن را مستقيما از دهان( مبارك) پيامبر خدا ٦ آموخته و بقيه را از( حضرت) امير مؤمنان على ٧( فرا گرفته است) در ليلة الجن كه پيامبر ٦ به هر دو قبله( مسجد الاقصى و مسجد الحرام) نماز گزارد همراه ايشان بود. وى در بدر و احد و خندق و بيعة الرضوان و ديگر مشاهد همراه پيامبر خدا ٦ حضور داشت و پس از پيامبر( ٦) در يرموك شركت جست. عمر او را به كوفه فرستاد تا بر مردم آنجا قرآن خواند و شرايع و احكام را به ايشان بياموزد و به ساكنان آنجا نوشت:« من عمّار بن ياسر را به فرمانروايى و عبد الله بن مسعود را به آموزگارى و وزارت فرستادم و اين دو از برگزيدگان اصحاب پيامبر خدا، از شركتكنندگان در بدر هستند. از آن دو فرمان بريد و سخنشان را به گوش گيريد كه من با اعزام عبد اللَّه( بن مسعود) نزد شما( در واقع) شما را بر خود ترجيح دادم:» عبد الله دانش بسيارى بديشان آموخت و گروه بيشمارى از آنان فهم دين و فقه يافتند. او از كسانى بود كه بر سر جنازه ابو ذرّ حضور يافتند و او را كفن و دفن كردند. و نيز از كسانى بود كه خلافت را بر ابو بكر ناحق و ناروا دانستند و همچنين انكار او بر سوّمين( خليفه) و ماجراى زدن و اهانتى كه بر او رفته در كتابهاى سير و تاريخ نگاشته شده است. وى به سال ٣٢ ه. در گذشت و زبير بن عوامّ بر او نماز خواند و در بقيع به خاك سپرده شد. او را برادرى بود كه عتبه مسعودش مىخواندند و در اسلام سابقهاى قديم داشت ليكن از پيامبر ٦ روايتى نكرده است، وى در خلافت عمر در گذشت.
[٢] ابو خارجه، زيد بن ثابت بن ضحاك اشعرى انصارى، دبير پيامبر ٦ و برادر بريد بن ثابت. از پيامبر ٦ قرآن شنيده و هنگامى كه به مدينه آمد يازده ساله بود و به روز« بغات» شش ساله بود كه در آن روز پدرش ثابت بن ضحاك كشته شد. پيامبر خدا ٦ روز« بدر» او را كم سن و سال شمرد ولى در« احد» شركت جست و گويند در« احد» نيز شركت نكرد و نخستين شركتش در پيكار خندق بود. پس از پيامبر ٦ دبير ابو بكر و عمر شد. روز« يمامه» تيرى به او افكندند ولى آسيبش نرساند. و گويند: پس از كشته شدن اهل يمامه به دستور ابو بكر قرآن را گرد آورد. وى براى عثمان خزانهدارى بيت المال مىكرد و از طرفداران عثمان بود، هر چند به برترى و بزرگوارى على ٧ هم اقرار داشت، و در هيچ يك از پيكارها با آن حضرت ٧ شركت نكرد. از او احاديثى در باره نصّ به امامت امامان دوازدهگانه( عليهم السّلام) آمده است. او كسى است كه عثمان مردم را به قبول قرائت او از قرآن جمع آورد( و نسخه مكتوب و مقروء او را مرجّح داشت). وى در خلافت معاويه در گذشت و مروان برا او نماز خواند.
[٣] اين جمله از:« پس چون عثمان ... تا ... پنهان كرد» در العيون نيست.
[٤] الاحزاب، ٣٣