رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩٢ - وصيت آن حضرت هنگام وفات خويش به پسرش امام حسن
عرض كردم: پس چگونه است؟ (١) فرمود: هر گاه بنده دچار گناه شود (بايد) با جنباندن بگويد: استغفر الله- از خدا آمرزش مىطلبم.
عرض كردم: (مراد) از جنباندن چيست؟
فرمود: (جنباندن) دو لب و زبان، به قصد آنكه حقيقت در پس آن باشد.
عرض كردم: حقيقت چيست؟
فرمود: راستى به دل و (اينكه گناهكار) در ضمير خود (عهد كند) به گناهى كه از آن آمرزش خواسته باز نگردد.
كميل عرض كرد: اگر چنين كردم از آمرزشجويان هستم؟
فرمود: نه! كميل عرض كرد: پس اين چگونه باشد؟
فرمود: زيرا تو هنوز به اصل (استغفار) نرسيدهاى.
كميل عرض كرد: پس اصل آمرزشجويى چيست؟
فرمود: برگشت به توبه (پايدار) از گناهى كه از آن آمرزش خواستهاى كه آن نخستين درجه عابدان است. (٢) و ترك گناه، و آمرزش خواهى (استغفار) يك نام براى شش معنى است: اوّل، پشيمانى بر آنچه گذشته. دوّم، تصميم هميشگى بر باز نگشتن بدان (گناه). و سوم، اينكه حقوق آفريدگانى را كه در ميان تو و ايشان حقى است بپردازى. و چهارم، اينكه حق خدا را در هر واجبى بپردازى. و پنجم، اينكه گوشتى را كه از ناروا و حرام بر تنت روييده آب كنى تا پوست به استخوان خود بچسبد و سپس گوشت نو در ميان آنها برآيد. و ششم، اينكه همان گونه كه لذّتهاى گناهان را به تنت چشاندهاى درد طاعتها را نيز به او بچشانى.
(٣)
وصيّت آن حضرت هنگام وفات خويش به پسرش امام حسن عليهما السّلام
آنچه در گنجايى اين كتاب بود از آن نگاشتيم[١] (٤) اين است آنچه على بن ابى طالب بدان وصيّت كرده است: به مؤمنان اين گواهى را سفارش كرده كه خدايى جز خداوند نيست، يكتاست و شريكى ندارد و اينكه محمد بنده و فرستاده اوست، او را به راهنمايى و دين حق فرستاده تا بر تمامى اديانش برجستگى دهد هر چند مشركان را بد آيد و خدا بر محمّد درود و سلام فرستد. سپس به راستى «نماز و نيايش من و زندگى و مرگ من، در راه خدا، پروردگار جهانيان است* كه شريكى ندارد و به همين [راه و روش] فرمان يافتهام و من نخستين مسلمانانم.»[٢]
[١] كلينى آن را در فروع كافى، باب صدقات النبى، ص ٢٤٨، ج ٢، روايت كرده است.
[٢] درج آيه ١٦٢ و ١٦٣ سوره انعام: قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ.- م.