رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٦ - اندرز و زهد و حكمت
هماغوش نيستند، (١) پس هر كه خدا را بشناسد از او بترسد و اين بيم او را بر عمل بر فرمانبردارى از خدا وادارد و صاحبان معرفت و پيروانشان كسانى هستند كه خدا را شناختند و هر كردارى را از بهر او كردند و بدو دل بستند، و خداوند فرمايد: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ- از (ميان) بندگان خدا تنها دانشوران از او خوف و خشيت دارند».[١] در اين دنيا چيزى را به بهاى نافرمانى خدا نطلبيد و فقط به طاعت خدا بپردازيد و روزهاى (مهلت) آن را غنيمت شماريد و بدان كوشيد كه فردايتان از عذاب خدا نجات بخشد، زيرا اين (رفتار) پيامد (بدش) كمتر و به عذر نزديكتر و به نجات اميدافزاتر است. پس فرمان خدا و فرمانبردارى از او و اطاعت از كسى را كه خداوند اطاعت از او را واجب شمرده، بر همه كارهاى ديگر مقدّم داريد و كارهايى را كه از (قبيل) فرمانبردارى از طاغوتان (و سركشان) و فريفتگى به رونق دنيا، در برابر فرمان خدا و فرمانبردارى از او، و اطاعت از اولى الامر (و امام و فرمانرواى بر حقّ) خودتان به شما پيشنهاد مىشود، ترجيح ندهيد. و بدانيد كه شما بردگان خداييد و ما با شماييم، فردا سرورى بر ما و شما حاكم است كه شما را (در دادگاه عدل به پاى ميز محاكمه) بايستاند و به پرسش و باز خواست گيرد، پس قبل از بازداشت و بازپرسى و حضور در پيشگاه پروردگار جهانيان، بدان روز كه هيچ كس جز به اجازه او سخن نگويد، پاسخ را آماده كنيد و بدانيد كه خداوند سخن هيچ دروغگويى را تصديق نمىكند و هيچ راستگويى را دروغزن نمىشمارد و عذر موجّه و بجا را رد نمىكند و عذر غير موجّه و بيجا را نمىپذيرد. بلكه خداوند با فرستادن پيامبران و اوصياى پس از پيامبران بر آفريدگان خود حجّت (قاطع) دارد. پس به پرهيزگارى خدا بپردازيد و از اصلاح خود[٢] و فرمانبردارى خدا و اطاعت از آن كس كه در (كار طاعت خدا) بر شما ولايت دارد (و امام بر حقّ شماست) استقبال كنيد، (و بدان روى آريد) باشد كه نادم و پشيمانى، از قصورى كه ديروز در راه خدا ورزيده و چيزى از حقّ خدا را ضايع كرده است پشيمان شده باشد.[٣] از خدا آمرزش خواهيد و به درگاهش توبه كنيد كه او توبه را مىپذيرد و از گناهان در مىگذرد و آنچه مىكنيد مىداند، و از دوستى با نافرمانان و ياورى به ستمكاران و همدمى با فاسقان بپرهيزيد. از فتنه آنان برحذر باشيد و از پهنه (پليدى و نفوذ) آنها دورى كنيد. و بدانيد، به راستى، هر كه با اولياء خدا مخالفت كند و به آيينى جز دين خدا بگرود و در برابر فرمان ولّى خدا خودسرى كند در آتشى شعلهور باشد، (آتشى) كه پيكرهايى را در كام كشد [كه روانهايشان به در رفته][٤] (و از انسانيّت واقعى به دورند) و بدبختى بر (صاحبان) آنها چيره شده است [و ايشان مردگانى باشند كه گرماى آتش را درنيابند].[٥] پس اى بينادلان عبرت گيريد و خداوند را بر اين
[١] الفاطر، ٢٨
[٢] در الروضة به جاى« استقبلوا من اصلاح انفسكم»،[ ... في اصلاح انفسكم- در اصلاح ... يا به اصلاح خود روى آوريد]
[٣] در الروضة به جاى« من حق اللَّه»،[ ... من حقوق اللَّه-( و حقّى) از حقوق الهى را] آمده است.
[٤]. آنچه دو جا بين دو قلاب[] آمده در حاشيه پارهاى از نسخهها مذكور است و در الروضة آمده است[ فهم موتى لا يجدون حرّ النّار و لو كانوا احياء لوجدوا مضض حرّ النّار- آنان مردگانى هستند كه سوزش آتش را در نمىيابند و اگر زنده مىبودند سوزش گرماى آتش را احساس مىكردند].( ظاهرا مراد اين است كه اين دل مردگان با وجود داشتن حيات صورى و حيوانى در اين نشئه مادّى چنان مردهاى هستند كه مشاعر و روح معرفت و تميز از پيكرشان رخت بر بسته و از اين رو سوزش آتشى را كه بر اثر خودسرى خويش بالفعل در آنند احساس نمىكنند و اگر به واقع زنده زندهدل بودند و اندكى شعور بيدار و احساس زنده مىداشتند، سوزش گرماى اين آتش را كه خود بر خويشتن افروختهاند ادراك مىكردند. و يا آنكه اگر دلشان زنده و هشيار مىبود همانند مؤمنان كه به گفته حضرت مولاى متقيان ٧« چنانند كه گويى دماى دوزخ را هم در اين جهان احساس مىكنند» آنان نيز پيشاپيش تف دوزخ را كه بالقوّه نصيب گنهكاران است حس مىكردند و طبعا از گناه و خودسرى دست مىكشيدند.- م.)
[٥]. آنچه دو جا بين دو قلاب[] آمده در حاشيه پارهاى از نسخهها مذكور است و در الروضة آمده است[ فهم موتى لا يجدون حرّ النّار و لو كانوا احياء لوجدوا مضض حرّ النّار- آنان مردگانى هستند كه سوزش آتش را در نمىيابند و اگر زنده مىبودند سوزش گرماى آتش را احساس مىكردند].( ظاهرا مراد اين است كه اين دل مردگان با وجود داشتن حيات صورى و حيوانى در اين نشئه مادّى چنان مردهاى هستند كه مشاعر و روح معرفت و تميز از پيكرشان رخت بر بسته و از اين رو سوزش آتشى را كه بر اثر خودسرى خويش بالفعل در آنند احساس نمىكنند و اگر به واقع زنده زندهدل بودند و اندكى شعور بيدار و احساس زنده مىداشتند، سوزش گرماى اين آتش را كه خود بر خويشتن افروختهاند ادراك مىكردند. و يا آنكه اگر دلشان زنده و هشيار مىبود همانند مؤمنان كه به گفته حضرت مولاى متقيان ٧« چنانند كه گويى دماى دوزخ را هم در اين جهان احساس مىكنند» آنان نيز پيشاپيش تف دوزخ را كه بالقوّه نصيب گنهكاران است حس مىكردند و طبعا از گناه و خودسرى دست مىكشيدند.- م.)