رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٧٥ - رساله امام هادى
پيامبر ٦ با گفته خدا پيوسته است (١) و اين مانند فرموده خدا در محكمات قرآن خود است كه فرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً- كسانى كه (مىخواهند) خداوند و پيامبر او را برنجانند، خداوند در دنيا و آخرت ايشان را لعنت مىكند و بر ايشان عذابى خفّتبار آماده ساخته است»[١] و نظير اين آيه گفته پيامبر خدا ٦ را مىبينيم كه فرمايد: «هر كه على را بيازارد مرا آزرده و هر كه مرا بيازارد در معرض آن است كه (خدا) به زودى از او انتقام گيرد» و همچنين فرموده است ٦ كه: «هر كه على را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه مرا دوست بدارد به واقع خدا را دوست داشته است» و مانند فرموده اوست ٦ در باره بنى وليعه[٢] (كه فرمود): «هر آينه بر سر آنها مردى را بفرستم كه چون خود من است، خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند، برخيز اى على و به سويشان روانه شو»[٣] و گفته او به روز خيبر كه: «فردا مردى را بر سر آنان فرستم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش او را دوست دارند، حملهكننده و ناگريزنده است، و تا خدا (آن قلعه را) بر دستش نگشايد باز نگردد». پس پيامبر خدا ٦ پيش از اعزام او اعلام فتح كرد و اصحاب پيامبر خدا ٦ (با شنيدن اين بشارت) در انتظار بودند (تا فردا چه كسى را اعزام فرمايد) و چون فرداى آن روز در رسيد، حضرتش على ٧ را بخواند و بفرستاد و او را به اين ستودگى[٤] برگزيد و «حمله آور ناگريزنده» اش ناميد و دوستدار خدا و پيامبرش خواند و خبر داد كه به راستى خدا و پيامبرش نيز او را دوست مىدارند.
(٢) و همانا، ما اين توضيح و بيان را دليل و پشتوانهاى براى آنچه در باره جبر و تفويض و مقام ميانه اين دو كه قصد شرحش را داريم پيشگفتار قرار داديم و يارى و نيرو از خداست و ما در همه كار خود به او توكّل داريم. پس در اين باره به گفتار (امام) صادق ٧ آغاز مىكنيم (كه فرمود)، «نه جبر است و نه تفويض (واگذارى)، ولى مقامى است ميان اين دو كه عبارت است از: تندرستى و آزادى و مهلت كافى و توشه، مانند مركب، و وسيله تحريك فاعل بر كار خود».
پس اين پنج چيز است كه (امام) صادق ٧ به عنوان اسباب جمعكننده فضل (خدايى) گرد آورده است. پس اگر بندهاى يكى از آنها را نداشته باشد به لحاظ آن كاستى و كمبود، تكليف از او ساقط است. (امام) صادق ٧ اصلى را خبر داده كه مردم ناگزيرند در جستجوى
[١] الاحزاب، ٥٧
[٢] بنى وليعه، قبيلهاى از كنده بود( كه در برابر اسلام مقاومت و شرارت مىكردند و چند تن از سرداران رسول اكرم از غلبه بر آنان درمانده بودند.- م.)
[٣] اين قضيّه در احتجاجات امام رضا ٧ در باره برگزيدگى كه در مجلس مأمون ايراد فرمود نيز آمده است.
ص ٤٤٠ همين كتاب.- م.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« بهذه المنقبة»،[ بهذا الصّفه- به اين وصف] آمده است.