رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩٨ - پاسخهاى امام نقى(هادى)
مبعوث نكرده؟ و چرا ميان ما و پيامبر او در بىنيازى وى از خوردنيها و آشاميدنها و به بازار شدنها تفاوتى نيست، پس خداوند به پيامبرش مىفرمود: در برابر اين نادانان «... از كسانى كه كتاب مىخوانند بپرس ...» كه آيا خداوند پيش از تو پيامبرى فرستاده است جز اينكه (او هم) غذا مىخورده و به بازار مىرفته و نمودگار تو هم بديشان ماند. و اينكه گفت: «اگر تو شكّى دارى ...» (البته) او خود شكّى نداشته است ولى از راه انصافگويى فرموده است، چنان كه فرموده: تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ- ما پسرانمان و شما پسرانتان، ما زنانمان و شما زنانتان، ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را بخوانيم، سپس (به درگاه خداوند) تضرّع كنيم و بخواهيم كه لعنت الهى بر دروغگويان فرود آيد.»[١] كه اگر مىگفت: بر شما (لعنت كنيم) پيشنهاد مباهله را نمىپذيرفتند با آنكه خدا مىدانست پيامبرش تمام پيامهاى او را (به درستى) مىرساند و از دروغگويان نيست و همچنين پيامبر خود مىدانست كه در آنچه مىگويد راستگوست ولى دوست داشت كه از جانب خود انصاف دهد.[٢] (١) ٤. امّا گفته او كه: «اگر هر درخت روى زمين قلم شود و آب دريا به اضافه هفت درياى ديگر مركّبش گردد باز نگارش كلمات خدا ناتمام ماند ...». به راستى چنين است، اگر درختان دنيا تمام قلم شوند و درياى مركّب را هفت درياى ديگر در پى باشند و زمين تمام چشمههاى خود را بيرون ريزد، پيش از آنكه نگارش كلمات خداوند پايان يابد آن همه درياهاى مركّب تمام شوند. (و آن درياها) عبارتند از: چشمه گوگرد، چشمه نمر[٣]، و چشمه برهوت، و چشمه طبريّه و گرماب ماسبذان[٤] و گرماب آفريقا كه «لسنان»[٥] خوانده مىشود و چشمه بحرون[٦]. و اين (خود) ماييم كلمات خدا كه پايان نيابد و فضايل ما درك نشود.[٧]
[١] آل عمران، ٦١
[٢]( يعنى با آنكه تن دادن به مباهله نوعى تنازل به احتمال دروغگويى بود براى مراعات انصاف و عدالت خود را با خصم در شرايط برابر نهاد تا اثبات حق كند.)
[٣] در المناقب به جاى« عين النّمر»،[ و عين اليمن- چشمه يمن] آمده است.
[٤] در المناقب به جاى« ما سبذان»،[ ما سيدان، تدعى لسان- چشمه ما سيدان است كه لسان خوانده مىشود] آمده است.
[٥] چشمه آب گرم( يا گرماب)، چشمههاى جوشانى را گويند كه( در دامنههاى آتشفشانى بجوشد) و شست و شو در آنها براى مداواى پارهاى بيماريها مفيد است. و مراد از« چشمه» در اينجا هر آبى است كه منبعى دائم داشته و چيزى از آن كاسته نشود، چون درياها. و منحصر به آنچه نام برده شده نيست و ذكر آن بر سبيل تمثيل و از اين رو بوده است كه پرسنده آنها را مىشناخته.( در جغرافياى امروز هفت دريا را اقيانوس كبير و اقيانوس اطلس و آرام و هند و مديترانه و منجمد شمالى و منجمد جنوبى دانند.- م.)
[٦] در المناقب به جاى« و عين بحرون»،[ و عين با حوران] آمده است.
[٧] يعنى همان گونه كه عيسى ٧ را« كلمة اللَّه» گفتهاند، ما امامان اهل بيت عليهم السّلام نيز« كلمات اللَّه» هستيم.- م.