رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٨٠ - كوتهسخنان امام(صادق)
در حضر، تلاوت قرآن است و حضور در مساجد و همنشينى با نيكان و مطالعه در فقه و دينشناسى.
امّا مروّت و مردانگى در سفر، بخشش از توشه و شوخى و خوش طبعى در آن مواردى كه خدا را به خشم نيارد (براى رفع اندوه و خستگى همسفران) و كم مخالفت كردن با آن كه همسفر توست و ترك داستانسرايى بر ضدّ ايشان پس از آنكه از آنان جدا شدى.
(١) و فرمود ٧: بدان كه اگر ضارب على ٧ و قاتل او به من امانتى سپارد يا از من اندرزى خواهد يا با من مشورتى كند و من اين درخواست را از او بپذيرم (شرط) امانت را به او ادا كنم.[١] (٢) سفيان گفت: به ابى عبد الله ٧ عرض كردم: آيا رواست كه كسى كه خود را به پاكى بستايد؟ فرمود: آرى، اگر ناگزير شود، آيا گفته يوسف را نشنيدى كه (گفت): اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ- مرا بر خزائن اين سرزمين بگمار، كه من نگهبانى كاردانم[٢]. و گفته آن بنده صالح را كه (گفت): أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ- من براى شما ناصحى امينم»[٣] (٣) و فرمود ٧: خداوند به داود ٧ وحى فرمود: اى داود، تو خواهى و من خواهم.
پس اگر به آنچه من خواهم اكتفا كنى هر چه تو خواهى به قدر كفايتت دهم و اگر نخواهى جز آنچه خودت خواهى، تو را در (بدست آوردن) آنچه خواهى به رنج افكنم و (نتيجه) همان باشد كه من خواهم.[٤] (٤) محمد بن قيس[٥] گفت: از ابى عبد اللَّه ٧ در باره دو گروه از اهل باطل كه با يك ديگر در پيكارند پرسيدم كه آيا به آنان اسلحه بفروشم؟ (امام) ٧ فرمود: اسلحه دفاعى چون زره و خفتان و كلاهخود و مانند آن بفروش.
(٥) و فرمود ٧: چهار (كارند) كه در چهار (مورد) پاداش آفرين نباشند: خيانت و اختلاس (از غنيمت مسلمانان) و دزدى و ربا كه نه در حج و نه در عمره و نه در جهاد و نه در زكات پاداش بخش نباشند[٦]
[١] امام محمد باقر ٧ نيز در مورد لزوم ردّ امانت چنين بيانى دارند. ر ك: ص ٣٠٦ همين كتاب.
[٢] يوسف، ٥٥
[٣] الاعراف، ٦٨
[٤]\sُ« گر زمين را به آسمان دوزى\z ندهندت زياده از روزى»\z\E پس چه بهتر آنكه جز خواست من نخواهى.- م.
[٥] محمد بن قيس، نام دو تن از اصحاب امام صادق ٧ است. يكى محمد بن قيس بجلى از ثقات و صاحب كتاب قضايا امير المؤمنين ٧، و ديگرى محمد بن قيس اسدى از فقهاى امام باقر و صادق عليهما السّلام و از برجستگان طايفه( شيعه) كه علم به حلال و حرام و فتاوى و احكام از ايشان تحصيل مىشد و آنان اصحاب اصول مدوّن و تصنيفات مشهورند. و نيز محمد بن قيس، ابى نصر اسدى كوفى، شخصيّتى از معاريف عرب در كوفه كه از خواصّ عمر بن عبد العزيز و سپس يزيد بن عبد الملك بود و يكى از اين دو او را براى مبادله اسيران جنگى به روم فرستاد و او را نيز كتابى است.
[٦]( مراد آنكه حج و عمره و جهاد و زكاتى را كه با مال حاصل از خيانت و اختلاس و دزدى و ربا انجام شود ثوابى نباشد.- م.