رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٣٥ - گفتار امام
راه يكتاپرستى چيست؟ امام ٧ فرمود كاوشگرى و تحقيق ممكن و رهجويى فراهم است، به راستى شناخت «خود» حاضر پيش از صفتش و شناخت صفت غايب پيش از «خود» او صورت گيرد. (١) گفتند: چگونه «خود» حاضر را پيش از صفتش بشناسيم؟ فرمود: او را مىشناسى و به گونهاى از دانشش در مىيابى[١] و خودت را نيز به وسيله او مىشناسى و خود را به وسيله خود و از پيش خود نمىشناسى و مىدانى كه به راستى هر چه در اوست از آن او و مختصّ به اوست[٢] چنان كه (برادران يوسف) به يوسف گفتند: إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ؟ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي- آيا تو خود يوسفى؟ گفت آرى: من يوسفم و اين برادر (ابوينى) من است.»[٣] پس يوسف را به خود او شناختند و به وسيله ديگرى نشناختندش و از پيش خود و به پندار دل ايجادش نكردند. نبينى كه خداوند مىفرمايد: ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها- شما را نرسد كه از پيش خود درخت آن (باغهاى بهشت) را برويانيد.»[٤] مىفرمايد شما حق نداريد از پيش خود امامى بگماريد و او را به هواى نفس و اراده دلخواه خود بر حق بخوانيد. (٢) سپس (امام) صادق ٧ فرمود: سه كسند كه «در قيامت خدا با آنها سخن نگويد»[٥] و به ايشان ننگرد «و از پليدى پاكشان نسازد و آنان را عذاب دردناك خواهد بود.»[٦] هر كه درختى را بروياند كه خدايش نرويانده، يعنى كسى كه امامى را كه خدا نگماشته برگمارد يا امامى را كه خدا گماشته است انكار كند، و كسى كه بپندارد اين دو كس را در اسلام سهمى باشد، با اينكه خدا فرموده است: وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ- و پروردگارت هر چه خواهد بيافريند و برگزيند؛ اختيارى براى آنان نيست.»[٧]»
[١] توضيح اين بيان« و تعلم علمه- كه ترجمه تحت اللفظى آن چنين است:« علمش را مىدانى» پيشتر در پابرگ ٣٣٣ و ٣٣٤( از افادات علّامه طباطبائى) آمده است.
[٢] در متن آمده است: تعرفه و تعلم علمه و تعرفه نفسك به و لا تعرف نفسك بنفسك من نفسك. و تعلم انّ ما فيه له.
برخى چنان كه در پابرگ صفحه ٣٣٣ اشاره شد،« هاى» ضمير در« فيه» را راجع به« نفسك» دانستهاند و گفتهاند كه شايد به اعتبار اضافه« نفس» به« ك» كه مذكر است ضمير عائد به« نفس» در« فيه» به صيغه مذكر آمده است و گر نه« فيها» گفته مىشد. و نيز گفتهاند تواند بود كه« فيه» به معنى« في كونك يا في وجودك- در هستى تو، يا در وجود تو» بكار رفته باشد. امّا چنان كه پيداست جمله« و تعلم انّ ما فيه» معطوف به« تعلم علمه» است و مراد از هر دو ضمير مذكّر غايب در« فيه» و« علمه» ذات سبحان است جلّ جلاله.
[٣] يوسف، ٩٠
[٤] النّمل، ٦٠
[٥] مأخوذ از آيه ١٧٤ سوره بقره كه فرمايد: لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.- م.
[٦] مأخوذ از آيه ١٧٤ سوره بقره كه فرمايد: لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.- م.
[٧] القصص، ٦٩.