رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٤ - سفارش كوتاهى ديگر به امير مؤمنان
بخشش باشد.[١] (١) اى على، چون ماه نو را ديدى سه بار تكبير بگوى و بگو: سپاس خداوندى را سزاست كه مرا آفريده و تو را (اى ماه) بيافريد و منزلهاى تو را به اندازه معيّن كرد تو را براى جهانيان نشانهاى ساخت.[٢] (٢) اى على، چون در آينه بنگرى سه بار تكبير گوى و بگو: بار الها همانسان كه نيكو صورتم آفريدى نكوسيرتم (نيز) بگردان.
(٣) اى على، هر گاه كارى تو را به هراس افكند بگو: بار الها (از تو) جز اين (نسزد) كه به حق محمّد و آل محمّد اين بيم از دل من برگيرى و به دور افكنى.
(٤) على ٧ گويد: گفتم اى پيامبر خدا، اين كلمات كه (در قرآن آمده) «آدم از پروردگارش سخنانى دريافت»[٣]، چه سخنانى بوده است؟ گفت: اى على، خداوند آدم را به هند و حوّا را به جدّه و آن مار را (كه ايشان را كژ نمونى كرد) به اصفهان و ابليس را به ميسان[٤] افكند و در فردوس چيزى نيكوتر از مار و طاوس نبود و مار را چهار پا مانند پاهاى شتر بود، و ابليس به درونش رفت و آدم را بفريفت و بدو نيرنگ زد. پس خدا بر مار خشم گرفت و چهار پايش را از او بيفكند و گفت: خوراكت را خاك قرار داديم و مقرر داشتيم كه بر شكم بخزى و رحم نكند خدا بر آن كس كه به تو رحم آرد، و بر طاوس خشم گرفت زيرا او ابليس را بدان درخت رهنمايى كرد، پس آواز و دو پاى او بدگونه گشت. آدم يك صد سال در هند درنگ كرد و سر به آسمان برنداشت، دو دست خويش بر سر نهاده بر خطاى خود مىگريست. پس خداوند جبرئيل را نزد او فرستاد كه به او گفت:
پروردگار عزّ و جلّ تو را سلام مىرساند و مىگويد: اى آدم آيا من ترا به دست خويش نيافريدم؟ و آيا روح خود را در تو ندميدم؟ و آيا فرشتگان را به سر سودن برابرت وانداشتم؟ و آيا كنيزم حوّا را به همسرى به تو ندادم؟ و تو را در فردوسم منزل نسپردم؟ پس اين گريستن از بهر چيست؟ به اين كلمات سخن گشاى كه خداوند توبه تو را بپذيرد، بگو: «منزهى تو، خدايى جز تو نيست، من بد كردم و بر خود ستم نمودم توبهام را بپذير زيرا خود تويى بسيار توبهپذير مهربان.»
[١] اين بند پيشتر با اندك تفاوتى آمده است( ص ٢٠).
[٢] ماه نو، ماه شب نخست يا دو شب و يا سه شب نخستين، يا تا هفتمين شب باشد. شيخ بهايى- قدّس سرّه- گويد:
زمان خواندن دعا تا هنگامى كه به ماه« ماه نو» اطلاق مىشود ادامه مىيابد و شايستهتر آن است كه از شب نخست به عقب نيندازند، از باب عمل به قدر متيقّن و دلالت لغوى و عرفى، و اگر در شب نخست خواندن دعا ميسّر نشد به دومين شب و اگر باز هم ميسّر نشد به سومين شب كه به نظر اهل لغت اطلاق نام« ماه نو» مىشود، و بيشتر معتقدند كه پايان آن است، انداخته شود.( براى تبرّك و تيمّن متن دعا را ياد مىكنيم: الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر، الحمد لله الّذي خلقنى و خلقك و قدّرك منازل و جعلك آية للعالمين.- م.)
[٣] البقرة، ٣٧.
[٤] ميسان ناحيهاى معروف بين بصره و واسط است. شايد نام اين جايها كنايه از دورى مسافت بين آنها باشد.