رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٢ - سفارش آن حضرت به امير مؤمنان
براى برادرش نيز بخواهد، و مردى كه به كارى برخورد ولى گامى پس و پيش ننهد مگر آنكه بداند در آن كار خرسندى يا ناخرسندى خدا نهفته است، و مردى كه بر برادر خود عيبى نگيرد مگر آنكه آن را در خود اصلاح كرده باشد زيرا هر عيب خود را اصلاح كند عيبى ديگر بر او فاش شود[١]، و مرد را همان بس كه به خود پردازد.[٢] (١) اى على، سه چيز از بابهاى نيكى باشد: سخاوتمندى وجود، شيرينى سخن، و شكيبايى بر آزار.
(٢) اى على، در تورات است كه چهار چيز در كنار چهار چيز ديگر باشد: آن كسى كه به جهان آزمند شود بر خدا خشمناك شده و آن كس كه از مصيبتى شكوه كند از پروردگارش ناليده و آن كس كه نزد توانگرى رود و بدو زبونى كند دو سوّم دينش بر باد رفته، و هر كس از اين امّت به دوزخ رود از آن دستهاى باشد كه نشانههاى خدا را به مسخره و بازى گرفتهاند.
(٣) [اى على][٣] چهار چيز همراه چهار چيز ديگر است: هر كه شهريار شود خود رأى گردد، و هر كه رايزنى نكند پشيمان شود. بدان گونه كه بدهى بستانى، و نادارى مرگ بزرگتر است. او را گفتند:
مراد، نادارى و فقر سيم و زر است؟ فرمود: (مراد) بيمايگى در دين است.
(٤) اى على، به روز رستاخيز همه ديدگان جز سه ديده گريان است: ديدهاى كه در راه خدا بيدار خوابى كشيده، و ديدهاى كه بر حرامشدههاى الهى برهم نهاده شده، و ديدهاى كه از بيم خدا بسيار گريسته است.
(٥) اى على، خوشا چهرهاى كه خدايش بيند بر گناهى مىگريد كه كسى جز خدا از آن آگاه نيست.
(٦) اى على، سه چيز هلاكت بار و سه چيز نجات بخش است: امّا هلاكت بارها عبارتند از: هواى نفسى كه پيروى شود و بخلى كه فرمانش پذيرند، و خود خواهى انسان. و امّا نجات بخشها عبارتند از:
دادگرى در خشنودى و خشم، و ميانه روى در توانگرى و درويشى، و بيم از خدا در نهان و آشكار، چندان كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نبينى او تو را مىنگرد.
(٧) اى على، به سه هنگام دروغ نيكوست[٤]: فريب دادن در جنگ، نويد دادن به همسر خود، و
[١] و ناگزير همواره سرگرم اصلاح عيبهاى خويش باشد.- م.
[٢] مراد آنكه چنان مرد عيبدارى را همان بس كه به اصلاح خود بپردازد تا پس از اصلاح خويش بتواند نهى از منكر كند.- م.
[٣] در متن كلمه« يا على» از آغاز عبارت افتاده است.- م.
[٤] پوشيده نيست كه دروغ حرام، و دروغگويى مانند ارتكاب ديگر محرّمات گناه است و از اين رو تفاوتى بين دروغ و ديگر محرّمات نيست. ولى اگر امر بين دروغ گفتن و چيزى مهمتر از آن دائر شود در آن صورت آنچه مهمتر است مقدّم داشته مىشود چه در حال ناگزيرى از انجام يكى از دو امر ناستوده خرد حكم بر انجام آن كه كمتر زشت است مىكند، مثلا اگر نجات دادن غريقى مستلزم ارتكاب معصيتى شود يا مورد از موارد تزاحم بين معصيتى و امرى مهمتر از آن باشد از ميان آن دو آنچه مهمتر است مقدّم داشته مىشود و ادله چهارگانه، كتاب و سنّت و اجماع و عقل دال بر آن است و اين فرموده پيامبر و آنچه بعد از آن آمده از اين موارد است.