رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤ - گفتههاى دانشمندان پيرامون مؤلف و تأليفش
را گوارا و كام نوشنده را سيراب مىكند. نفوس را در برابر جذبه آن مقاومتى نيست، دلها را به سطح معرفت رهنمون است و پرتو رشد و كمال بر قلبها مىتاباند و عيبها را مىنماياند و ناديدنيها را نشان مىدهد و پردههاى هوى و هوس را بر مىگيرد و گناهان و پارساييها را از يك ديگر باز نموده الهام مىبخشد و نفوس را به ملكوت اعلى و پايگاه والا رهبرى كرده به جلوهگاه نور درخشنده كه غايت مراد و كمال خرد ره يافته رشيد است مىكشاند و اين نعمت را نصيب صاحبدل آگاه و دارنده گوش شنوا و بيننده حقيقت مىسازد.
گفتههاى دانشمندان پيرامون مؤلّف و تأليفش
تمام كسانى كه پيرامون مؤلّف سخن گفتهاند جملگى او را به بزرگوارى و شرافت و گرانقدرى ستوده و همگى بر فضل و فقه و مهارت و برجستگى مقام و والايى منزلت و موثّق بودن او معتقد و در اعتماد بر كتاب او هم آوازند.
شيخ ابراهيم بن سليمان قطيفى، معاصر محقق كركى- كه خدايشان رحمت كناد- در كتاب خود، الوافية في تعيين الفرقة الناجية بنا بر گفته قاضى شوشترى- قدّس سرّه- در مجالس المؤمنين ضمن شرح حال ابو بكر حضرمى گويد: «حديث نخستين، حديثى است كه شيخ داناى فرزانه فقيه عامل فاضل، ابو محمد حسن بن على بن شعبه حرّانى در كتاب موسوم به التمحيص از امير مؤمنان ٧ آورده است.» و آنگاه حديث را ياد كرده است.
شيخ حرّ عاملى- كه خدايش رحمت كناد- در امل الآمل گويد: «ابو محمد حسن بن على بن شعبه حرّانى محدثين فاضل و گرانقدر است كه كتاب پرسود تحف العقول عن آل الرسول او مشهور است و نويسنده مجالس المؤمنين كتابى را نيز به نام التمحيص از او ياد كرده است.» مولا عبد الله افندى صاحب الرياض- قدّس سرّه- گويد: «فاضل دانشمند فقيه محدّث معروف، مؤلف كتاب تحف العقول كه استاد (مجلسى)- كه خدايش مؤيّد بدارد- در البحار و مولى فاضل كاشانى در الوافى به كتاب التمحيص او اعتماد كردهاند.» صاحب الروضات- كه خدايش رحمت كند- گويد «حسن بن علىّ بن حسين بن شعبه حرّانى (يا چنان كه در پارهاى نسخهها آمده است، حلبى) فقيهى فاضل، و متبحّرى هشيار، و بلند پايهاى آبرومند است و كتاب بسيار سودبخش مفصّل تحف العقول عن آل الرسول او مورد اعتماد صاحبنظران است كه در آن به ترتيب مجموعهاى وافى از احاديث نبوى و اخبار امامان عليهم السّلام و اندرزهايى شفا بخش و پس از آن دو خبر قدسى معروف وحى شده بر موسى و عيسى بن مريم در پند و اندرزهاى بليغ الهى و بابى از اندرزهاى مسيح را كه در انجيل آمده، آورده و در پايان وصيت مفضّل بن عمر به شيعيان را نگاشته است.»