رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٢ - كوتهسخنان امام(صادق)
توست و بر تو برترى دارد رام كن كه به راستى تو به برترى او اقرار و اعتراف كردهاى تا با او مخالفت نورزى. هر كس به برترى هيچ كس اعتراف نكند خود بين به رأى خويش است. و بدان آن كس كه در پيشگاه خدا اظهار خوارى نكند عزّتى ندارد و آن را كه به خدا فروتنى نكند والايى نباشد.
(١) و فرمود ٧: به دست كردن انگشترى[١] از سنّت است.
(٢) و فرمود ٧: محبوبترين دوستانم نزد من كسى است كه مرا بيشتر به عيبهايم آگاه كند.
(٣) و فرمود ٧: دوستى جز با شرايط آن صورت نبندد، پس در هر كس آن شرايط يا برخى از آنها بود دوست باشد و گر نه او را به چيزى از دوستى منسوب مدار: نخست اين كه نهان و آشكارش با تو يكى باشد، دوم اين كه زيبايى تو را زيبايى خود و زشتى تو را زشتى خود بيند، و سوم اين كه رسيدن به مقام و مال او را با تو ديگرگون نكند، و چهارم اين كه چيزى را كه تواند از تو دريغ ندارد، و پنجم، كه جامع همه اين خصلتهاست، اين كه هنگام گرفتارى تو را رها نكند.
(٤) و فرمود ٧: خوشرفتارى با مردم يك سوم خرد باشد.
(٥) و فرمود ٧: خنده مؤمن تبسّم است.[٢] (٦) و فرمود ٧: مرا چه تفاوت كه امانت به خائنى سپارم يا به بىتوجّهى كه آن را گم مىكند حضرت ٧ به مفضّل[٣] فرمود: شش خصلت را به تو سفارش مىكنم كه به شيعيانم برسانى: (مفضّل گويد) عرض كردم: اى سرور من، آنها كدامند؟ حضرت ٧ فرمود: پرداخت امانت به هر كه تو را امين گرفته. و اين كه آنچه بر خود پسندى بر برادرانت پسندى. و بدان كه كارها را سرانجامى باشد پس از پيامدها برحذر باش. و به راستى كارها را ناگهانيها باشد پس (از غافلگير شدن) بر حذر باش. مبادا به كوهى بالا روى كه بر شدن بر آن آسان و فرود آمدنش دشوار باشد. هرگز به برادرانت وعدهاى مده كه انجامش در اختيار تو نباشد.
(٧) و فرمود ٧: سه چيز است كه خداوند در مورد آنها هيچ يك از مردم را معاف نداشته است: نيكويى با پدر و مادر، خواه هر دو نيك باشند يا بد. وفاى به عهد نسبت به نكوكار و تبهكار.
و پرداخت امانت به امانت سپار، نكوكار و بدكار.
(٨) و فرمود ٧: من به سه كس كه سزاوار رحمند رحم كنم: عزيزى كه پس از عزّت دچار ذلّت شده، و توانگرى كه پس از بىنيازى گرفتار نيازمندى شده، و دانايى كه خانواده او و جاهلان
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« لبس الخاتم»،[ لباس الخاتم] آمده است.
[٢] يعنى مؤمن هرگز به قهقهه كه نشانه بيخبرى و غفلت از ياد خدا و بىتوجّهى به آخرت است بانگ بر نمىدارد و اگر خواست بخندد به تبسّمى اكتفا مىكند.- م.
[٣] ابو عبد الله، مفضّل بن عمر جعفى كوفى از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام و بلكه از شيوخ و كبار اصحاب امام صادق ٧ و از نزديكان و محرمان و معتمدان آن حضرت، از فقيهان صالح بود. وى صاحب رساله معروف توحيد المفضّل است كه از حضرت صادق ٧ روايت كرده.