رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧١ - كوتهسخنان امام(صادق)
كند كه اين يك در بهشت است.
(١) در باره صفت عدالت مرد از او پرسيدند. امام ٧ فرمود: هر گاه چشمش را از محارم بپوشاند و زبانش را از گناهان و دستش را از ستمها باز دارد.
(٢) و فرمود ٧: هر چه را خداوند از بندگان در پرده استتار نگهداشته (تكليفش) از آنان ساقط است تا وقتى كه آن را بشناسند.
(٣) امام ٧ به داود الرّقى فرمود: اگر دستت را تا آرنج به كام اژدها فرو كنى براى تو بهتر از آن است كه از نو دولتى[١] حاجت بخواهى.
(٤) و فرمود ٧: برآمدن حاجتها از (درگاه) خداست، و اسباب آن پس از خدا، بندگانند كه نيازمنديها به دستشان برآورده شود. پس چون خداوند حاجتى را (بدين وسيله) برآورد آن را با سپاسگزارى از خداوند بپذيريد و از هر كدام از شما دريغ داشتند (آن محرومى را) با رضا و تسليم و شكيبايى از خدا بپذيرد چه بسا اميد است كه آن محرومى براى شما بهتر باشد زيرا خدا به مصلحت شما داناتر است و شما خود آگاه نيستيد.
(٥) و فرمود ٧: خواهش كردن آدميزاده از آدميزاد فتنهايست، اگرش عطا كند (خواهشگر) كسى را سپاس گويد كه (در واقع) وى آن را به او عطا نكرده و اگر محرومش دارد كسى را نكوهش كند كه (به واقع) اويش محروم نداشته است.[٢] (٦) و فرمود ٧: خداوند كمال هر خير و احسانى را در آسان بخشى[٣] قرار داده است.
(٧) و فرمود ٧ از آميزش با فرومايگان بپرهيز زيرا آميزش با فرومايگان به خيرى نينجامد.[٤] (٨) و فرمود ٧: مرد از يك خوارى كوچك و ناچيز بيتاب شود و همين (بيتابى) او را به خوارى بزرگى افكند.
(٩) و فرمود ٧: سودمندترين چيزها براى مرد آن است كه خود در جستن عيب خويش بر ديگر مردم پيشى گيرد. و پررنجترين چيز پنهان داشتن تنگدستى خويش است، و بىارزشترين چيز اندرزگويى به كسى است كه آن را نپذيرد و همسايگى با آزمند. آسودگى بخشترين آسايشها بريدن اميد از مردم است. تنگدل و پريشان مباش. نفست را با تحمّل وجود مخالفى كه زبر دست
[١] در پارهاى نسخهها در عبارت« من لم يكن له و كان- كسى كه چيزيش نبود و اينكش باشد»،[ ... فكان- پس دارا شد] آمده است( كه اين جمله به« نودولت» و« نوكيسه» و« تازه به دوران رسيده» تعبير مىشود.- م.)
[٢] زيرا عطا و منع، هر دو از جانب خداست و اشخاص فقط واسطه و وسيله عطا يا منع هستند.- م.
[٣] در متن« جعل كلّ خير في التّزجية» و در پارهاى نسخهها[ ... الترجية- اميدوار بودن] آمده است.( مراد از عبارت متن آن است كه خير وقتى كامل و دلپذير است كه بىمنّت و تأخير و تعلّل و به آسانى ادا شود. و به عبارت ديگر به گفته حافظ:« دولت آن است كه بىخون دل آيد به كنار».- م.)
[٤] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« لا تؤدّى الى خير»،[ ... لا تؤول الى خير- واگرد به خيرى نمىشود] آمده است.