رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٣٨ - تفسير معنى كارمنديها يا تصدى مشاغل حكومت
(١) و معنى مرتكب گناهان بزرگ كه ايمانش با ارتكاب آنها تباه گردد اين است كه كسى بدون سرپيچى و كيش گرفتن (گناه) و نه از روى لذّت و شهوت بلكه از سر جانبدارى يا خشم به غرقابه گناهان بزرگ در افتد و دست درازى بسيار كند و دشنام گويد و بكشد و اموال (مردم) را بگيرد و مانع اداى حقوق (به حقدار) شود و جز اينها، از گناهان بزرگى كه مرتكب به سببى غير از لذّتجويى انجام مىدهد. و از اين شمار است: سوگند دروغ و رباخوارى و جز آنها كه مرتكب آنها را براى لذّتجويى (جسمانى) انجام نمىدهد [و] ميخوارى و زنا و بازى سرگرمكننده (و بازدارنده از ذكر خدا و عبادت) كه مرتكب تمام اين كارها تباهكننده ايمان خويش است و به سبب ارتكاب گناهان بزرگ از ايمان بدر آمده ولى از اين جهت مشرك و كافر و گمراه نيست، بلكه از روى نادانى به نوعى كه ما وصفش كرديم جهالت ورزيده است. و اگر ميلش به گونههاى ديگرى كه ما مرتكبان آنها را تعريف كرديم بكشد (البتّه) از طراز آنها خواهد شد.
(٢)
پاسخ آن حضرت ٧ در باره زندگانى بندگان (خدا) و راههاى درآمد
پرسندهاى از او پرسيد و گفت: راههاى زندگانى بندگان (خدا) كه در آنها مالى بدست آرند و با يك ديگر داد و ستد كنند و راههاى هزينه آنها چند است؟ (امام) ٧ فرمود: تمام راههاى زندگانى از انواع معاملات ميان مردم كه بدان كسب و كار كنند چهار گونه داد و ستد است. عرض كرد: آيا تمام اين چهارگونه حلالند يا تمام حرام يا پارهاى حلال و برخى حرامند؟ (امام) ٧ فرمود: بسا كه در تمام اين چهار گونه جهتى حلال و جهت ديگرى حرام باشد، همه اين انواع نامگذارى شده و جهات شناختهشدهاى دارند. نخستين جهت از اين جهات چهارگانه كارمندى و كارپردازى يك ديگر است. نخست كارمندى حكمرانان و كارمندان حكمرانان است تا برسد به پايينترين آنان كه همه آنها در مورد كسى كه بكار گماشته شده بابى از ابواب (و نوعى) از كارمندى محسوب مىشود. سپس بازرگانى در تمام انواع خريد و فروش با يك ديگر، سپس صنعتهاست به تمام گونههايش، آنگاه اجارهها (و كارمزديها) ست از هر دست اجارهاى كه بدانها نياز باشد و تمام اين انواع از سويى حلال باشد و از ديگر سويى حرام. و از جانب خدا بر بندگان واجب شده كه در اين معاملات از راههاى حلال در آيند و سودا به حلال كنند و از راههاى حرام آن دورى نمايند.
(٣)
تفسير معنى كارمنديها[١] يا تصدّى مشاغل حكومت
(كارمندى) دو روى دارد: يكى از آن دو كارمندى حكمرانان عادل است، يعنى كارمندى كسانى كه خداوند به «ولايت» و قبول خدمت آنان بر مردم و كارگزارى مأموران و كارمندى كارگزارانشان تا پايينترين رده آنان امر فرموده و اين بابى از ابواب «ولايت» و خدمتگزارى است از ديدگاه كسى كه بدان سمتها گماشته شده است. و روى ديگر از كارمندى، خدمتگزارى به فرمانروايان ستمكار و
[١] در متن« ولايات» آمده كه به معنى كارمنديها و كارگزاريها و تصدّى هر گونه مشاغل دولتى است.- م.