رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩ - پارهاى از سخنان حكمت بار و گفتار پيامبر
(١) و امّا از آزرم، نرمش خيزد و مهربانى و ناظر ديدن خدا در نهان و آشكار و سلامت نفس و گريز از شرّ و خوشرويى و بخشندگى و پيروزمندى و نيكنامى آدمى در ميانه مردم، و اين بهرههايى است كه خردمند از آزرم برد. پس خوشا بر آن كس كه اندرز خدا را بپذيرد و از رسوايى بيم كند.
(٢) امّا از گرانقدرى[١]، نرم رفتارى آيد و دورانديشى و امانت پردازى و ترك نادرستى و راستگويى و نگهدارى ناموس[٢] و نيكو داشت مال و آمادگى برابر دشمن و باز داشتن از ناپسند و ترك نابخردى.
و اين همه خردمند را به سبب گرانقدرى نصيب شود. پس خوشا كسى كه خدايش وقار بخشيد و در وجودش سبكسرى و نادانى نيست و گذشت كند و چشم پوشى نمايد.
(٣) و امّا از پايدارى بر كار نيك، ترك هرزگيها نتيجه شود و دورى از دلهره و احتياط كردن و يقين و نجات دوستى و فرمانبردارى از خداوند رحمان و بزرگداشت قرآن و كنارهجويى از شيطان و داد پذيرى و حقگويى. و اين همه خردمند را از پايدارى بر كار نيك فراچنگ آيد. پس خوشا كسى كه آيندهنگر باشد و رستاخيز خود را به ياد آرد و از گذرى بودن (دنيا) پند گيرد.[٣] (٤) و امّا از ناخوشايند داشتن بدى، وقار و شكيبايى خيزد و مددكارى و پى سپرى بر راه راست و پايدارى بر رهيابى و ايمان به خداوند و افزون دارى (عبادت) و پاكدلى ناب و ترك بيهوده و نگهداشت آنچه آدمى را سود رساند. اين همه خردمند را از آن نصيب شود كه بدى را خوش نداشته باشد.
پس خوشا بر آن كس كه بر حقّ خدا بپايد و به رشته راه خدا چنگ در زند.
(٥) و امّا از فرمانبردارى از اندرزگوى (دلسوز) فزونى رسد و كمال يافتن مغز و نيك انجامى و نجات از سرزنش و پذيرش و دوستى و گشاده دلى[٤] و يكسان نگرى[٥] و پيشرفت در كارها و نيروى فرمانبردارى از خدا. پس خوشا كسى كه از لغزشهاى خواهشهاى نفس ايمن بماند. جمله اين خصلتها از خرد سرچشمه گيرد.
(٦) شمعون گفت: مرا از نشانههاى نادان آگاه كن. پيامبر خدا ٦ گفت:
(از نشانههاى نادان آن كه) اگر با او همنشينى كنى رنجت دهد و اگر از او كنارهگيرى دشنامت گويد. چون چيزيت بخشد بر تو منّت نهد و چون چيزيش بخشى ناسپاسى كند. اگر رازى با او در ميان نهى خيانت ورزد و اگر رازى به تو سپارد بر تو بدگمان باشد، اگر توانگر شود به سخت دلى و سخترويى سر مستى كند و اگر نيازمند شود نعمت خدا را بىپروا انكار كند. اگر شاد شود، زياده روى و سركشى كند و اگر اندوه زده شود، نوميد گردد. اگر به خنده درآيد به قهقه آوا بر كشد و اگر به زارى
[١]« الرّزانة- متانت و سنگينى»
[٢]« تحصين الفرج»
[٣] در پارهاى نسخههاى تازه آمده است« و ذكر ما امامه- آنچه فرا روى دارد به ياد آرد»
[٤] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« الانشراح»« الاسراج- پرتوگيرى» آمده است.
[٥]« الانصاف».