رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨٧ - تفسير تندرستى
فرمايد و به پاداش فرمانبردارى او در اينجا، در آن سراى پاينده جاودانى نعمت جاودانهاش بخشد؟ (١) و اگر بنده مالى را كه مالكش در زمان سكونت در خانه نخست به او داده در راهى كه نهى كرده صرف كند و با مالك خود مخالفت ورزد، بر همين قياس كيفر جاويدانىاى كه به وى وعده داده است واجب مىآيد، و مالك در اين كيفر دادن به او ستمكار نيست، چه پيشتر او را آگاه كرده و به او فهمانده و وفاى به وعده و تهديد بر او لازم است و از اين رهگذر است كه او را به صفت توانا و چيره وصف كردهاند. (در اين مثل) مالك و مولا، همان خداى عزّ و جلّ است و بنده، نيز آدميزاده آفريده است و دارايى، نيروى گسترده خداست و آزمايش، اظهار حكمت و نيروست و سراى نابودشونده، همين دنياست و پارهاى از دارايى كه مالك به بنده مىدهد، همان توانى است كه آدميزاد از آن برخوردار است و كارهايى كه خدا امر به پرداختن آن مال در راه آنها داده، همان توانايى بر پيروى از پيامبران و اقرار به آن چيزى است كه از جانب خداى عزّ و جلّ آوردهاند و دورى از سببهايى كه از آن نهى شدهاند، همان راههاى شيطان است. امّا وعده او كه نعمت دايم است، همان بهشت است و خانه نابودشونده، دنياست و خانه ديگر كه سراى درنگ است، همان آخرت است و عقيده ميان جبر و تفويض، همان ارزيابى و امتحان و آزمون به توانى است كه بنده داراى آن شده است.
و شرحش در پنج مثال است كه (امام) صادق ٧ ياد كرده[١] و فرموده كه موجبات فضل را در بر دارند، و من ان شاء الله با گواههايى از قرآن و ارائه بيان آنها را توضيح مىدهم: (٢)
تفسير تندرستى
(٣) امّا، فرموده (امام) صادق ٧ (در اين باره) معنايش اين است كه (تندرستى) كمال آفرينش آدمى (درستى اندام و اركان بدن) و كمال حواسّ و پايدارى عقل و تميز (نيك از بد) و گشاده بودن زبان به گفتار است. و اين فرموده خداست كه: وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا- و به راستى كه فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم و آنان را در خشكى و دريا (بر مركب مراد) روانه داشتيم و به ايشان از پاكيزهها
[١] يعنى در: تندرستى، گشاده راهى، مهلت در وقت، توشه و سبب مهيّج يا عامل محرّك كه امام صادق ٧ همه را شرط دانستهاند.