رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤١ - منشور على
تو يكى از اين دو كس باشى: يا كسى هستى كه نفست سخاوتمندانه به اداى حقّ مىپردازد (كه در اين صورت) چرا با انجام حقّ واجب روى (از مردم) نهان كنى و با وجود خوى كريمانه در پرده مانى؟ و يا به امساك و خود دارى از اداى حق گرفتارى (كه در اين صورت)، مردم چون از بخشش تو نوميد شوند به زودى (از تو دور شوند) و درخواستى از تو نكنند، با آنكه بيشتر درخواستهاى مردم از تو مانند شكايت از ستم و داد خواهى هزينه (و رنجى) برايت ندارد.
(١) گذشته از اين، زمامداران را ياران ويژه و محرمان رازهايى باشند كه در نهادشان خودپسندى و دراز دستى و كم انصافى نهفته است، پس تو ريشه آنان را با قطع انگيزه اين چيزها از پيرامون خود بزن و به هيچ يك از خادمان[١] و خويشانت زمينى به اقطاع مده و قرار دادى به او مسپار[٢] كه مايه زيان همسايگانش در حقابه يا كار مشترك (و سهم مشترك) شود كه اينان بار هزينه خود را برگردن ديگران نهند و به جاى تو فايده گوارا برند ولى ننگ دنيا و آخرت نصيب تو آيد. (٢) ترا شايد كه چون كارها را به داوريت آرند، در حكم خويش عدالت را مراعات كنى. در اجراى حق براى آنان كه پابند آنند، چه دور و چه نزديك، پايدارى كن و در اين باره شكيبا باش و آن را به حساب خدا گذار و با خويشاوندان و نزديكانت نيز در هر درجهاى كه باشند همچنين كن و هر چند بر آنان گران آيد به فرجام حق بنگر كه سرانجامش پسنديده است (٣) هر گاه مردم (در موردى) بر تو گمان ستمكارى بردند بىدريغ عذرها (و دلايل اقدام) خود را بر ايشان روشن كن و با روشنگرى خويش بدگمانى آنان را از خود دور ساز زيرا (با) اين كار هم خود را (به لزوم توضيح به مردم) خو داده و هم به مردم نرمش نشان دادهاى و اين بيان عذر (و ارائه دليل هر اقدام) تو را به نحوى ساده و زيبا به هدفى كه در پايبند كردن مردم به حق دارى مىرساند.
(٤) هرگز صلح مورد رضايتى را[٣] كه دشمنت به تو پيشنهاد مىكند رد مكن زيرا صلح مايه آسايش سپاهيان و آسودگى خاطر تو از اندوهها و آرامش مملكت توست ولى هشيار و بر حذر باش كه هنگام پيشنهاد صلح به دشمنت نزديك شوى[٤] زيرا بسا باشد كه دشمن نزديكى جويد تا غافلگير كند. پس دورانديش باش و بر سر هر راه هجوم هولناكى كه از جانب او مىشود سنگر بگير و در همه كارها به خدا اعتماد كن (٥) و اگر ميان تو و دشمنت ماجرايى گذشت كه پيمان صلحى بستى يا تعهّدى با او كردى، به پيمان خود وفادار باش و عهدت را به امانت رعايت كن و خود را
[١] در متن« من خشمك» و درن:[ من حاشيتك- از اطرافيانت]
[٢] در متن« لا تعتمدنّ في اعتقاد عقدة» و درن:[ و لا يطمعنّ منك في اعتقاد ... مبادا كسى در باره تو به اين طمع افتد كه ...]
[٣] ن: به جاى« فيه رضى»[ و للَّه فيه رضى- صلحى كه در آن رضاى خداست- صلح خدا پسندانه]
[٤] ن: به جاى« الحذر من مقاربة عدوّك في طلب الصلح»« الحذر من عدوّك بعد صلحه- از دشمنت پس از صلح او بپرهيز»