رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٩ - از سخنان حضرتش
(١) اگر در برده زرخريد يكى از اين سه خصلت نباشد نگهداريش براى صاحبش آسايشى در برندارد: دينى كه هدايتش كند، يا ادبى كه ادارهاش كند، يا ترسى كه بازش دارد.
(٢) مرد در اداره خانه و خانوادهاش نيازمند است خود را به سه خصلت بيارايد گر چه اين خصال در سرشت او نباشد: رفتارى خوش، گشاده دستىاى به اندازه و غيرتى همراه با خويشتندارى.[١] (٣) هر صنعتگرى از (داشتن) سه خصلت ناگزير است تا بدان خريدار يابد و آن اينكه: در كارش چيرهدست و استاد باشد و در آن حقّ امانت را بپردازد و رضايت هر كس را كه كاريش فرمايد به دست آرد.
(٤) سه چيز است كه هر كه گرفتار يكى از آنها شد سرگردان شود: نعمتى از دست رفته و زنى فاسد و از دست دادن دردناك دوستى.
(٥) دليرى را بر سه منش نهادهاند كه هر يك را فضيلتى است كه آن ديگرى را نباشد: از خود گذشتگى بىدريغ، خوارى ناپذيرى و نامجويى. و اگر (هر سه) در دلير به تمامى گرد آيد قهرمانى باشد كه كسش راه نبندد و در پايمردى به روزگار خود نامور شود و اگر در يكى از آنها بهرهاش بيشتر باشد دليريش در آن (فضيلت) كه فزونتر دارد بيشتر و گامش استوارتر است.
(٦) پدر و مادر را بر فرزند سه حقّ واجب است: سپاسگزارى از ايشان به هر حال، اطاعت از آنان در هر چه به او فرمايند يا او را نهى كنند كه معصيت خدا نباشد و خير خواهى براى آنان در آشكار و نهان.
(٧) فرزند را بر پدر خويش سه حقّ واجب است: بهگزينى مادر او، نام نيكو نهادن بر او و كوشش بسيار در پرورش او.[٢] (٨) برادران در ميان خود به سه چيز نيازمندند، اگر آنها را بكار بندند (بر برادرى بپايند) و گر نه از يك ديگر جدا شوند و دشمن هم گردند و آنها عبارتند از: انصاف با يك ديگر، مهربانى با هم و دور كردن حسد.
(٩) هر گاه خويشاوندى بر سه پايه استوار نيايد خويشان در معرض خوارى و سرزنش دشمنان درآيند و آن سه عبارتند از: ترك حسد در ميانه خود تا چند دسته نشوند و كارشان پريشان نگردد، حفظ پيوستگى تا آنان را به راه الفت كشاند[٣] و همكارى تا عزّت همه را در برگيرد.
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« بتحصّن»،[ بتحسّن- با نيك انگارى] آمده.( مراد از غيرت با خويشتن دارى اين است كه اگر بر عيال خود غيرتمند است كه ديگران بر او ننگرند خود نيز به عيال ديگران ننگرد.- م.)
[٢] در پارهاى نسخهها آمده است[ و تحب للولد على والدته( و در پارهاى« على والده») ثلاث خصال: اختياره لوالدته و تحسين امّه و ....- ... نيكو داشت مادرش و ...]
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« حاديا لهم»[ حاويا لهم- در برگيرنده ايشان باشد] آمده و محتمل است كه[ هاديا- راهنماى ايشان باشد] بوده باشد.