رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٨ - از سخنان حضرتش
(١) سه چيز در آدميزاد سرشته است: حسد، حرص و شهوت.
(٢) هر كه يكى از اين خصلتهاى سهگانه را دارد هر يك از آن سه در شكوهمندى و وقار و جمالش منتظم شود و آن سه پارسايى يا بخشش يا شجاعت است.
(٣) هر كه را سه خصلت نصيب شده باشد كامل است: خرد، زيبايى و شيوايى سخن.
(٤) بر سه كس رقم سلامت زدهاند تا به پايان كار خود رسند: زن باردار تا نهادن بار خود، و پادشاه تا عمرش به سرآيد و غايب تا باز گردد.
(٥) سه چيز ناكامى آرد: پافشارى در خواهش، غيبت كردن و ريشخند زدن.
(٦) سه چيز پيامد ناپسند دارد: حمله ناهنگام قهرمان در نبرد هر چند نصيب پيروزى آرد، نوشيدن دارو بدون درد، گر چه تندرستى بخشد و درگيرى با سلطان گرچه خواهنده به نيازى كه از او دارد كامياب شود.
(٧) سه عادت است كه همه كس خود را در آن درستكار خواند: دينى كه بدان اعتقاد دارد و هواى نفسى كه بر او غلبه دارد و چارهجوييهايى كه در كارهايش كند.
(٨) مردم همگى سه طبقهاند: سرورانى كه فرمانشان برند و اقرانى كه با هم برابرند و مردمى كه دشمن يك ديگرند.
(٩) قوام دنيا بر سه چيز است: آتش و نمك و آب.
(١٠) هر كس كه به ناحق سه چيز را خواهد از سه چيز ديگر به حق محروم شود: هر كه دنيا را به ناحق خواهد به حق از آخرت محروم گردد و هر كه به ناحق رياست طلبد به حق از فرمانبردارى محروم شود و هر كه مالى را به ناحق خواهد به حق از ماندن آن مال در نزد خويش محروم گردد.
(١١) سه چيز است كه اقدام بدانها از مرد دورانديش نسزد: نوشيدن زهر براى آزمايش هر چند از گزندش برهد، فاش كردن راز به خويشاوند حسود گر چه از زيانش بجهد و سفر دريا گر چه توانگريش بدهد.
(١٢) مردم هر شهرى از سه چيز كه در كار دنيا و آخرت خود بدان پناه گيرند، بىنياز نيستند و اگر اين سه را ندارند فرومايه و نابخردند: فقيهى دانشمند پارسا، اميرى نيكوكار فرمانروا و پزشكى مورد اعتماد و آگاه.
(١٣) دوست به سه خصلت آزموده شود، اگر آنها را دارد دوست صافى (در همه حال) است و گر نه دوست (ايّام) خوشى است نه دوست (روزگار) ناخوشى: (و آن سه اينكه) از او مالى بخواهى، يا مالى به امانتش سپارى يا در موردى ناگوار شريكش باشى.
(١٤) اگر مردم از سه چيز در سلامت باشند از سلامتى فراگير برخوردارند: زبان بد و دست بد و كار بد.