رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٨١ - وصف كردن دنيا براى پرهيزگاران از سوى آن حضرت
مىكنى؟[١] ....
(١) آنگاه خدا را سپاس گفت و بر او ستايش كرد و فرمود: اما بعد:
مردمانى كه دنيا را نكوهش مىكنند و بىميلى و زهد در آن را به خود مىبندند به چه چيز توجه دارند؟ دنيا براى آن كس كه به راستى دريابدش منزل راستى و براى آن كس كه از آن فهم و پند آموزد، خانه عافيت و براى آن كس كه از آن توشه (آخرت) برگيرد سراى ثروت (و بىنيازى) است.
سجدهگاه پيامبران خدا و فرودگاه وحى او و نمازگاه فرشتگان و باشگاه ياران و بنگاه دوستداران اوست، و در آن رحمت (خدا را) به دست آرند و بهشت را به سود برند. (٢) پس اى جابر، كيست كه دنيا را نكوهش كند؟ با آنكه (دنيا) به فرزندان خويش اعلام كرده و ندا رسانده كه سپرىشونده است و خود را به صفت فانى (و نابودشونده) توصيف كرده و با آزمون خود بلا را نمايش داده و به شادمانى خود شادمانى را برانگيخته، براى ترساندن و تشويق، (شب هنگامى) به مصيبت و اندوه رفته و بامدادانى به نعمت و عافيت باز آمده است، (فقط) گروهى، بگاه پشيمانى، نكوهشش كنند.
به همگان، به درستى خدمت نموده[٢] و بدانان يادآورى كرده تا به ياد دارند و اندرز داده تا پند گيرند و بيم داده تا بترسند و تشويق كرده تا دلبسته شوند. (٣) پس اى نكوهشگر دنيا كه هم بدان فريفتهاى! كى دنيا نزد تو شايسته نكوهش بوده و كى تو را به خود فريفته است؟ با به خاك كردن پدران پوسيده استخوانت؟ يا به گور نمور سپردن مادرانت؟ چه بسيار بيمارانى را كه به دست خود پرستارى كردى و به كف خود دوا دادى، برايشان نسخه دارو گرفتى و پزشكان را بر سرشان خواندى و به مقصود خود نرسيدى و نيازت برنيامد (و شفا نيافتند). دنيا خود را بدان برايت نمايش داد و با (نشان دادن)
[١] شيخ طوسى در مجلس هفتم از امالى خود اين بيانات را با تفاوت بسيارى آورده كه به پارهاى از آنها در پابرگ اشاره مىكنيم: از جابر بن عبد اللَّه روايت شده كه گفت: وقتى امير مؤمنان ٧ در ميان گروهى از اصحاب بود و من هم جزو آنان بودم، سخن از دنيا و رفتار آن با اهل خود به ميان آمد. شخصى آن را نكوهيد و در مذمّت دنيا همه راهها را پيمود( و داد سخن داد). پس امير مؤمنان فرمود: اى نكوهشگر دنيا آيا تو دنيا را متّهم مىكنى يا دنيا( ست كه بايد) تو را متّهم كند؟ گفت: اى امير مؤمنان من آن را متّهم مىكنم. فرمود: در چه چيزش نكوهش مىكنى؟ آيا براى آن كس كه به راستى دريابدش، دنيا منزل راستى نيست؟ .... تا پايان سخن.- محمد بن طلحة در مطالب السؤول ص ٥١، چاپ اوّل و مفيد در الارشاد، به تفاوت عبارت آن را روايت كردهاند.
[٢] در مطالب السؤول از« و راحت بفجيعة- به مصيبت و اندوه رفته تا اينجا چنين آمده است[ فان راحت بفجيعة فقد غدت بمبتغى و ان اغضرت بمكروه اشفرت بمشتهى، ذمّها رجال يوم النّدامة و مدحها الآخرون، حدّثتهم فصدّقوا و ذكرتهم فذكّروا- پس اگر( شام) به درد و مصيبت رفته بامداد به خرسندى باز آمده و اگر به ناگوارى رخ نهفته به گوارايى چهره نموده. مردمى به روز پشيمانى نكوهشش كنند و ديگرانش بستايند. با ايشان سخنها گفت و باورش كردند و چيزها ياد آور شد كه به ياد آوردند] و در امالى[ فابتكرت بعافية و راحت بفجيعة فذمّها رجال فرطوا غداة النّدامة و حمدها آخرون اكتسبوا فيها الخير- صبحگاهان به عافيت و تندرستى آمده و شامگاهان به مصيبت و درد رفته.
مردمى كه به بيراه رفتند بگاه پشيمانى نكوهشش كردند و آنان كه در آن كسب خير نمودند مدحش گفتند] آمده است.