رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧ - پيشگفتار مؤلف
رهنمونى بر (هستى) خويش و پيشوايانى پاكدامن و دانا و كامل ساخت و حجّت بر جهانيان و فراخوانندگان به آستان خويش و شفيعان رخصت يافته قرار داد كه از پيش خود سخنى نگويند و به فرمان او كار كنند و به احكام وى حكم نمايند و سنّت او را كار بندند و حدود و مقرّرات او را بر پا دارند و واجب ساختههاى او را بپردازند تا هر كه با وجود چنين حجّتى، به گمراهى گرايد دانسته هلاك شود و آن كه زندگى (نيكبختانه) جويد آگاهانه زندگى يابد، درود خداوند و فرشتگان نيك نهاد بر محمد و خاندان برگزيده او باد.
(١) سپس من چون در دانشهاى بازمانده از پيامبرمان و وصىّ او و امامان- درودهاى خدا و رحمت و بركتهاى او نثارشان باد- كه فرزندان ايشانند نيك نگريستم و به نگرش و انديشه خود ادامه دادم دريافتم فقط اندكى از بسيارى كه ايشان فرمودهاند به دسترس همگان گذاشته شده و ديدم دانشهاى ايشان فراگيرنده كار دين و دنيا و در برگيرنده صلاح امروز گذرنده و فرداى آينده است، حق جز با آنان نيست و درستى جز از ايشان به دست نيايد و راستى جز از آنان درخواست نشود. آنگاه ديدم دانشمندان پيشين شيعه از گفتار ايشان كتابهايى پيرامون حلال و حرام و فريضهها و سنّتها پرداخته و آيندگان را از رنج تأليف و كشيدن بار تصنيف بىنياز كردهاند، كه خداوند ثوابش را بر آنها رقم زده است. در ميان دانشهايى كه از اين سروران عليهم السّلام به من رسيده، به حكمتهاى رسا و اندرزهاى شفابخش و تشويق بدان چه بپايد و پرهيز از آنچه نماند و نويد و تهديد و واداشتن بر نكوييهاى اخلاق و كردار بايسته و باز داشتن از اعمال ناشايسته و بر انگيختن به پارسايى و ترغيب بر پرهيزگارى، برخوردم و دريافتم كه برخى از ايشان- درود بر آنان- در ضمن سفارشها و سخنرانيها و نامهها و منشورهاى خويش جملههايى در اين باب فرمودهاند و در اين معانى كوتهسخنانى پر مفهوم و پر سود دارند ولى به من خبر نرسيده كه يكى از دانشمندان شيعه در اين خصوص تأليفى ساخته يا كتابى پرداخته باشد كه من از آن آگاه شده و بدان پشت گرم شوم و خود را از آنچه در خاطر سپردهام بىنياز دانم. پس به خوشه چينى پرداختم و از اين دست مطالبى گرد آوردم و آنچه از خبرهاى كمياب و معانى نيكوى ناب همجنس[١] و مانند و شبيه و نزديك بدان بود بر آن افزودم، و در اين كار جوينده خرسندى خدا- كه والاست ستايش او- و خواستار پاداش از او بودم و خود را به آن (پندهاى گهربار) آموزش دادم و به شوق ثواب و بيم از عقاب بر آنچه مايه رستگارى است واداشتم و بگاه بيخبرى خود را بدانها آگاهى دادم و بگاه فراموشى فرايادشان آوردم كه شايد مؤمنى پاكدل در آن بنگرد و آنچه را پيشتر آموخته باز آموزد و آنچه را نياموخته اينك فراگيرد و من در پاداش با هر كه آن را بياموزد و بكار بندد شريك باشم، زيرا در اين كتاب مطالبى از اصول و فروع دين و كليّات و فصول حقّ و دستهاى از سنّتها و آداب دين و هشدارهاى امامان و سخنان
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« متوّخيا»« متوجّها توجيه شده» آمده است.