رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٩ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
و كوششى از پيش خود است[١]؟ فرمود: نه. گفتم، در (برابر) آن مزدى دارند؟ (امام) ٧ فرمود: آرى. (خدا) به گشاده دستى خود نعمت شناخت بدانها داده و هم به گشاده دستى خود بدانها [پاداش][٢] دهد.
(١) فضيل بن يسار[٣] گفت: از (امام) رضا ٧ پرسيدم: آيا كارهاى بندگان خدا آفريده است يا ناآفريده؟ (امام) ٧ فرمود: به خدا سوگند كه همه آفريده است- مرادش آفرينش به تقدير بود نه آفرينش به تكوين- سپس حضرتش ٧ فرمود: به راستى، ايمان درجهاى برتر از اسلام است و تقوى درجهاى برتر از ايمان، و به آدميزاد چيزى برتر از يقين عطا نشده است.
(٢) در باره بهترين بندگان خدا پرسيده شد (كه كيستند)؟ (امام) ٧ فرمود: كسانى كه چون نيكى كنند شاد شوند و چون بد كنند آمرزش خواهند، اگر چيزيشان دهند سپاس دارند و چون گرفتار شوند بشكيبند و چون خشمگين شوند گذشت كنند (و مانع خشم خود شوند).
(٣) از حضرتش ٧ تعريف توكّل را پرسيدند. (امام) ٧ فرمود: اين است كه جز از خدا نترسى (٤) و فرمود ٧: ميهمانى دادن به خوراك، هنگام زناشويى از سنّت است.
(٥) و فرمود ٧: ايمان چهار ركن است: توكل بر خدا، خشنودى به قضاى خدا، تسليم به فرمان خدا و واگذارى (همه كار) به خدا. آن بنده صالح[٤] گفت: وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ ... فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا- كارم را به خدا واگذار مىكنم، (چرا كه خداوند به احوال بندگانش بيناست) و خداوند او را از عواقب سوء نيرنگى كه مىورزيدند، در امان داشت»[٥] (٦) و فرمود ٧: پيوند خويشى نگهدارد (و صله رحم به جاى آر) گرچه با جرعهاى آب باشد، و بهترين وسيلهاى كه با آن صله رحم توانى كرد خوددارى از آزار رساندن به خويشاوندان
[١] به عبارت ديگر آيا« معرفت» اكتسابى است و به وسيله ممارست و تحصيل و جهد آدمى به دست مىآيد يا فيضى است الهى كه به وسيله اشراق حاصل مىشود؟- م.
[٢] در متن« تطوّل عليهم بالصّواب- به گشادهدستى خود به آنها درستى دهد» آمده ولى ظاهرا[ الثّواب- پاداش] بايد باشد و سهو نسخهپرداز است.
[٣] در متن فضيل بن يسار است، ولى فضيل بن يسار از اصحاب امام صادق ٧ بود كه در زمان آن حضرت در گذشته است شايد مراد قاسم به فضيل يا محمد بن فضيل باشد چه اين دو تن از اصحاب امام رضا ٧ بودند.
[٤] مراد از« بنده صالح» مؤمن آل فرعون است( كه از نيكان بود) و در سوره المؤمن به او اشاره شده است.
[٥] المؤمن، ٤٤ و ٤٥