رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٠٠ - سخنرانى آن حضرت
فرد عرب بودم. بر شماست پرهيزگارى خدا در آشكار و نهان،[١] و سخن حقّ در حال خرسندى و خشم، و ميانه روى در توانگرى و درويشى، و دادگرى با دوست و دشمن، و كردار در چالاكى و خستگى، و خشنودى از خدا در دشوارى و آسايش. (١) هر كه بسيار گويد بسيار خطا كند، و هر كه بسيار خطا كند، بىآزرم گردد، و هر كه بىآزرم شود كم پرهيز گردد، و هر كه كم پرهيز گردد دلش بميرد و هر كه دلش بميرد به دوزخ افتد. هر كس بينديشد عبرت گيرد، و هر كه عبرت گيرد (از گناه) كناره گيرد و هر كه كناره گيرد سالم ماند. و هر كه شهوتها را ترك گويد آزاد باشد. و هر كه رشك را رها كند مردم او را دوست دارند. (٢) عزّت مؤمن بىنيازى او از مردم است. قناعت مالى است كه پايان نپذيرد. هر كه بسيار ياد مرگ كند به اندك مايهاى از دنيا خشنود باشد. و هر كه بداند سخن او در شمار كردارش محسوب مىشود كم گويد مگر در آنچه او را سود بخشد. شگفتا از آن كس كه از كيفر بترسد و (از گناه) باز نايستد، و اميد پاداش دارد ولى توبه و كردار نكند. انديشيدن روشنى، و بيخبرى تيرگى آرد. و نادانى گمراهى است. [و] نيكبخت آن كه از (سرنوشت) ديگرى پند گيرد.
و تربيت بهترين ميراث است. نيكخويى بهترين همنشين است. با گسستن پيوند خويشاوندى (و قطع رحم) پرورش (و فايدهاى) نيست. و با تبهكارى بىنيازى نباشد. عافيت ده بخش دارد كه نه بخش آن در خاموشى است، مگر به ياد كرد خدا، و يك بخش آن نيز ترك آميزش با بيخردان است. (٣) سر لوحه دانش مهربانى است و آسيب آن دژم خويى. شكيبايى بر مصيبتها از گنجينههاى ايمان است. و پاكدامنى زيور درويشى است، و سپاسگزارى زيور توانگرى. ديدار بسيار دلتنگى و ملال آرد. و اعتماد پيش از آزمايش خلاف احتياط باشد. خود پسندى مرد دليل ناتوانى خر اوست. هيچ گناهكارى را (از رحمت حق) نوميد مساز، چه بسيار گناه آلودهاى كه نيك انجام گشته و چه بسيار نكوكردارى كه در پايان عمرش تبهكار و به دوزخ رهسپار شده است. دشمنى و تجاوز بر بندگان (خدا) بد توشهاى براى رستاخيز است. خوشا بر كسى كه كار و دانش و دوستى و دشمنى و گرفتن و وانهادن و سخن و خاموشى و كردار و گفتارش تنها براى خداست.[٢] مسلمان، مسلمان نيست مگر آنكه پارسا باشد، و پارسا نيست مگر آنكه به جهان بىرغبت بود، و زاهد نيست مگر آنكه دور انديش باشد، و دور انديش نيست مگر آنكه خردمند بود، و خردمند نيست مگر آنكه از
[١] اين سخن تا پايان خطبه در سفارش آن حضرت صلوات الله عليه به فرزندش امام حسين ٧ ص ٩٠ تا ٩٣ آمده است و از اين رو در الروضة بازگو نشده و آنجا بعد از اين بيان آمده است:[ ايها الناس ان الله عز و جل وعد نبيه محمدا ٦ الوسيلة و وعده الحق ... الخ]
[٢] پارهاى از اين عبارات با اندك تفاوتى پيشتر در سفارشهاى آن حضرت ٧ به ويژه در سفارش به امام حسين ٧ نيز آمده است.