رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٨ - سخنرانى آن حضرت
شناخته شد به ديده وقار و شكوهش بنگرند[١]. (١) والاترين توانگرى (و بىنيازى) رها كردن آرزوست.
شكيبايى سپر نادارى و آز نشانه نياز و بخل روپوش بيچارگى است[٢] و دوستى، خويشاوندىاى به دست آمده است، و خير رسان تهيدست بهتر از بسيار دار خشك دست[٣]. و اندرز، جان پناه كسى است كه آن را بپذيرد. هر كه نگاهش را به نگريستن هر چيزى آزاد گذارد افسوس بسيار خورد[٤].
و هر كس تنگخويى كند خاندانش از او دلگير شوند. و هر كه (به جايى) رسيد گردن افراشت.[٥] كم باشد كه آرزو با تو راست گويد[٦]. فروتنى بر شكوه (و بزرگوارى) تو بيفزايد. و گنجينههاى روزى در پهنه اخلاق خوش نهفته است[٧]. و كسى كه آرزم جامه در پوشاندش عيبش بر مردم پوشيده ماند، گفتار به اندازه دار كه هر كس در گفتار جانب اعتدال نگهداشت تكليفش سبك (و آسان) شد. رهيابى در مخالفت با نفس است. هر كه روزگار را شناسد از آماده باش غافل نماند. (٢) هان، كه به راستى با هر جرعه نوشيدنى گلوشكنى[٨] و با هر لقمه فرو بردنى گلوگيرى است. به نعمتى نرسى مگر آنكه نعمتى ديگر را از دست بدهى. هر جاندارى را خوراكى است و هر دانهاى را خورندهاى، و تو خود خوراك مرگ هستى[٩].
(٣) اى مردم، بدانيد به راستى هر كه بر روى زمين مىخرامد به درون آن نيز كشانده مىشود. و شب و روز را در ويرانگرى عمرها كشاكش باشد.
[١] اين عبارت نيز پيشتر در سفارشهاى آن حضرت به حسنين ٨ آمده است.- م.
[٢] اين عبارت نيز پيشتر در سفارشهاى آن حضرت به حسنين ٨ آمده است.- م.
[٣] اين عبارت پيشتر در سفارش آن حضرت به امام حسين عليهما السّلام آمده و مفهوم آن توضيح داده شده است و شايد هم مراد آن باشد كه« تهيدست مهربان بهتر از توانگر جفا كار است» به پابرگ ص ٩٢ رجوع كنيد.
[٤] در الروضة بعد از اين عبارت آمده است:[ و قد اوجب الدهر شكره على من نال سؤله و قلّ ما. ينصفك اللسان في نشر قبيح او احسان- و به راستى روزگار سپاسگزارى از خود را واجب كرده است بر كسى كه به درخواستش پاسخ داده، و كم باشد كه زبان در انتشار بدى يا خوبى داد تو را بدهد.]
[٥] يعنى كسى كه به چيزى از اسباب شرف چون مال و دانش رسيد غالبا برترى مىيابد و مقامش بالا مىرود و ممكن است اين نظير همان فرموده امام ٧ باشد كه گفت:« من جاد ساد» و مراد آن است كه جود و كرم غالبا مايه فخر و« استطالة»( سرافرازى) هستند( اين در صورتى است كه« استطاله» را به وجه مطلق به معنى سرفرازى به افتخار بگيريم ولى اگر به مفهوم« استطال على» يعنى گردنكشى به تكبّر بگيريم همان مىشود كه ترجمه شده است.- م.)
[٦] مراد آنكه آرزو به ندرت به حقيقت مىپيوندد.- م.
[٧] در الروضة بعد از اين عبارت آمده است:[ كم عاكف على ذنبه في آخر ايام عمره- چه بسا كسى كه در پايان عمرش خود را از گناه باز داشته و گوشه اعتكاف گرفته است.]»
[٨] گرفتن آب در گلو را به شكستن آن تعبير كنند و گويند: آب در گلو شكست يا گلو شكن شد. و مراد آن است كه نوشيدن هر جرعه يا فرو بردن هر لقمه حرام و ناروا نه تنها در جهان گلوگير و گلو شكن است بلكه در رستاخيز هم گريبانگير آدمى خواهد شد.- م.
[٩] اين بيان در سفارشهاى آن حضرت به امام حسين عليهما السّلام ص ٩٣ پيشتر هم آمده- م.