رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٩ - سخنرانى آن حضرت
(١) اى مردم، ناسپاسى نعمت فرومايگى است، و همنشينى با نادان شوم. نرمگويى از كرامت (اخلاق) است. از نيرنگ بازى بپرهيزيد كه خوى فرومايگان است. نه هر جويندهاى يابنده و نه هر سفر كردهاى باز آينده است. بدان كس كز تو روى بتابد دل مبند. بسا دورى كه از نزديك نزديكتر است. پيش از (سپردن) راه از همراه پرسوجو كن و پيش از (گزيدن) خانه از همسايه[١]. عيب نهفته برادرت را بپوشان از آن رو كه وجود آن را در خود (نيز) مىدانى[٢]. از لغزش برادرت به خاطر روزى كه دشمنت بر تو چيره گردد، درگذر. هر كه بر كسى خشم گيرد كه توان زيان زدن به او را ندارد، اندوه خود افزايد و خويشتن را شكنجه دهد. هر كه از پروردگارش بترسد ستمش را دهانه كشد. كسى كه نيكى را از بدى باز نشناسد چنان چهارپايى باشد. به راستى نابود كردن توشه از تباهى باشد[٣]. وه چه كوچك است مصيبت (اين سرا) در برابر بزرگى بيچارگى فردا (در آن سرا).
با يك ديگر ناآشنا (و به هم بىاعتماد) نشديد مگر به سبب نافرمانيها و گناهانى كه در شماست[٤]. چه قدر آسايش به رنج نزديك است و چه قدر درماندگى و تنگدستى به دگرگونى[٥]. آن گزند و شرّى كه پس از آن بهشت آيد شرّ و گزند نباشد و آن خير و خوشىاى كه در پى خود دوزخ آرد خير و خوشى نباشد. هر نعمتى در برابر (نعمت) بهشت حقير و ناچيز است و هر بلا و آزمونى در سنجش با آتش دوزخ عافيت و سلامت است. (٢) به هنگام درست كردن درونها گناهان بزرگ رخ نمايند[٦]. پاكسازى (و ناب سازى) كردار از خود كردار دشوارتر است. پاكسازى نيّت از فساد بر اهل كردار دشوارتر از ادامه جهاد و پيكار است. آوخ اگر (به ملاحظه) تقوى نبود من زيركترين (و سياست بازترين)[٧]
[١] در الروضه بعد از اين عبارت آمده است:[ الا و من اسرع في المسيرا دركه المقيل- هان كسى كه در راه شتاب ورزد بدو زيان رسد]
[٢] در الروضة به جاى« و استر عورة اخيك لما تعلمه فيك»[ كما يعلمها- همچنان كه او عيب تو را مىداند] و در پارهاى نسخهها[ لما يعلمها] آمده و( ضمير« ها» به« عورة- عيب نهفته» باز مىگردد.- م.)
[٣] مراد تباه كردن توشه آخرت است كه از فساد عقيده حاصل آيد. و اگر به معنى توشه دنيوى نيز گرفته شود به اين مفهوم است كه ضايع كردن توشه و نعمت دنيا، يعنى اسراف در شمار فساد و تبهكارى است.- م.
[٤] مراد آنكه« تناكر- ناآشناييها و شما» با يك ديگر نتيجه نافرمانيها و گناهانتان است و گر نه چنان كه خداوند فرموده با يك ديگر« تعارف- آشنايى و الفت» مىيافتيد كه« مؤمنان با يك ديگر برادرند».- م.» در الروضة در صدر اين جمله آمده است:[ هيهات هيهات و ماتناكرتم ...- آوخ، آوخ ...]
[٥] در الروضة و پارهاى نسخههاى متن ما به جاى« من التغيير»[ من النعيم- به نعمت( و بهرهگيرى)] آمده و مراد از« تغيير» نيز سرعت دگرگونى احوال دنياست.
[٦] يعنى وقتى انسان بخواهد درون خود را از نيّتهاى فاسد و اخلاق ناستوده پاك سازد و خود را درست كند آنگاه عيبهاى بزرگى كه در نفس و اخلاق ناشايست او نهفته است و خود پردههاى غفلت( و چشم پوشى) بر آنها پوشانده بود آشكار مىشود.
[٧] كلمه« دهاء» به معنى تيز هوشى و مهارت و نيز به معنى مكر و نيرنگ بازى و سياستمآبى است و اينجا مراد همين معنى اخير است. در الرّوضة به جاى« كنت ادهى العرب»[ لكنت ادهى ...( كه تأكيد بيشترى دارد)] آمده است و از سخنان آن حضرت ٧ است كه فرمود:« به خدا سوگند معاويه از من زيركتر نيست ولى او نيرنگ مىزند و فجور مىكند و اگر كراهيّت مكر و نيرنگ نمىبود من سياست بازترين مردم بودم ولى هر نيرنگ بازى فاجر و هر فاجرى كافر است. و هر حيلهگر نيرنگ بازى را پرچم و علامتى است كه روز قيامت بدان شناخته شود. و خداوند از نيرنگ بازى مكّاران غافل نيست و از حيلهگران چشم نپوشد ...»