رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٩ - كوتهسخنانى كه از آن حضرت
خود چنين مرقوم داشت: هيچ يك از پدرانم به گونهاى كه من گرفتار ترديد اين گروه (شيعه) شدم، گرفتار نشد. اگر اين كار (يعنى امامت) كه شما به آن معتقد و متديّنيد موقّت مىبود و منقطع مىشد، جاى ترديد داشت ولى اگر كارى است پيوسته و تا امور الهى استمرار دارد باقى است، پس معنى اين ترديد (شما) چيست؟ (١) و فرمود ٧: دوستى نيكان براى نيكان ثواب است و دوستى بدان براى نيكان فضيلت براى نيكان است و دشمنى بدان با نيكان زينت براى نيكان و دشمنى نيكان با بدان مايه رسوايى بدان است.
(٢) و فرمود ٧: سلام گفتن بر هر كه بر تو بگذرد و نشستن در محلى جز صدر مجلس، از فروتنى است.
(٣) و فرمود ٧: خنده بيجا از نادانى است.
(٤) و فرمود ٧: از بلاهاى كمرشكن همسايهاى است كه چون نيكى بيند نهانش دارد و چون بدى بيند فاشش سازد.
(٥) (امام) ٧ به شيعيانش فرمود: شما را به پرهيزگارى خدا و پارسايى در دين خود و كوشش براى خدا و راستى گفتار و پرداخت امانت به كسى كه امانتى به شما سپرده، از نكوكار و تبهكار، و طول سجده و خوش همسايگى كه محمد ٦ به اين روش آمده، سفارش مىكنم. (٦) در عشيرههايشان[١] نماز بخوانيد و بر جنازههايشان حاضر شويد و از بيمارانشان بيمار پرسى كنيد و حقوقشان را بپردازيد، زيرا در باره هر يك از شما، در صورتى كه در دينش پارسا و در گفتارش راستگو بود و امانت را پرداخت و با مردم نيكخويى كرد، بگويند: اين يك شيعه است، من از آن شاد مىشوم. از خدا بپرهيزيد و (موجب) آراستگى (و آبرومندى ما) باشيد نه مايه زشتى (و بد نامى)، هر گونه دوستى را براى ما جلب كنيد و هر زشت پندارى (مردم) را از ما دور سازيد، زيرا هر خوبى كه در حقّ ما گفته شود شايسته آنيم و هر بدى كه در حقّ ما گفته شود نه چنانيم.
ما را در كتاب خدا حقّى است و با پيامبر خدا خويشاونديم و خداوند ما را پاك شمرده و هيچ كس ديگر مدّعى اين مقام نيست مگر دروغگو. (٧) بسيار ياد خدا و ياد مرگ كنيد و بسيار قرآن بخوانيد و صلوات بر پيامبر ٦ فرستيد زيرا صلوات بر پيامبر خدا ده حسنه باشد. آنچه را به شما سفارش كردم حفظ كنيد، شما را به خدا مىسپارم و به شما درود مىگويم.
(٨) و فرمود ٧: عبادت به بسيارى روزه و نماز نيست، همانا عبادت انديشيدن بسيار در امر خداست.
(٩) و فرمود ٧: بدترين بنده آن است كه دوروى و دو زبان باشد، در حضور برادرش او را
[١] ضمير جمع غايب« شان» به مخالفان( بالاخصّ) يا به طور مطلق به تمام مردم بر مىگردد.