رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٠ - كوتهسخنانى كه از آن حضرت
مىستايد و پشت سرش او را مىخورد (و از او بدگويى مىكند)[١]. اگر به (برادرش) عطايى شود رشك برد و اگر گرفتار آيد او را وانهد[٢] (١) و فرمود ٧: خشم كليد هر بدى است.
(٢) در سال دويست و شصت (امام) ٧ به شيعيانش فرمود: ما به شما دستور داديم كه انگشترى را به دست راست خود كنيد و اين در حالى بود كه ما در ميان شما بوديم و اينك به شما دستور مىدهيم كه انگشترى را به دست چپ خود كنيد زيرا از شما پنهان خواهيم شد تا زمانى كه خداوند امر ما و شما را آشكار فرمايد؛ و در واقع اين دلالتكنندهترين نشانه بر دوستى ما- اهل بيت- از سوى شماست. آنگاه همه انگشتريهاى خود را از دست راست در آوردند و به دست چپ كردند.[٣] (امام) ٧ به ايشان فرمود: اين را به شيعيان ما باز گوييد.
(٣) و فرمود ٧: كينهور، كم آسايشترين مردم است.
(٤) و فرمود ٧: پارساترين مردم كسى است كه بگاه شبهه درنگ كند، (٥) عابدترين مردم كسى است كه تكاليف واجب را بجاى آرد، (٦) زاهدترين مردم كسى است كه حرام را وانهد (٧) و سختكوشترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند. (٨) و فرمود ٧: شما در مهلتهايى كاهنده و روزهاى شمرده بسر مىبريد و مرگ ناگهان در رسد. هر كه (بذر) خير بكارد نيكى بدرود و هر كه بدى كارد پشيمانى درود، هر كشتكارى را همان است كه كاشته. كندكار به نصيبش نرسد و آزمند آنچه را مقدّرش نشده نيابد. هر كه را خيرى رسد خدايش داده و هر كه از شرّى حفظ شده خدايش نگهداشته.
(٩) و فرمود ٧: مؤمن براى مؤمن بركت و بر كافر حجّت است.
(١٠) و فرمود ٧: دل بيخرد در دهانش و دهان فرزانه در دلش باشد.
(١١) و فرمود ٧: روزى ضمانت شده از كار واجبت باز ندارد.
(١٢) و فرمود ٧: كسى كه در وضو گرفتن آب زياده ريزد چون وضو شكن باشد.
(١٣) و فرمود ٧: هيچ عزيزى حق را ترك نكند مگر آنكه خوار شود و هيچ خوارى به حق
[١] در متن« يأكله غائبا- در غياب او را مىخورد» آمده است به اين اعتبار كه به گفته خدا: غيبت كردن از برادر چون خوردن گوشت مرده اوست.- م.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« خذله»،[ خانه- به او خيانت كند] آمده است.
[٣] چون عمرو عاص در قضيه حكميت نيرنگ كرد و ابو موسى اشعرى با بيرون آوردن انگشترى از دست راست خويش على ٧ را از خلافت خلع كرد، گويا نهادن انگشترى به دست راست و نگهداشتن آن نشانه باقى شناختن خلافت در حق على ٧ و اولادش بوده است. و شايد مراد آن است كه انگشترى به دست راست كردن شاهد بر راستى حقّ در صورتى است كه امام ميان مردم حاضر و ناظر باشد امّا چون غايب شود و حاضر نباشد انگشترى را از دست راست درآورند و به دست چپ كنند تا گمان نرود آن كه ادّعايى كند و مقام امامت را غصب كند بر حق است.