رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٧ - منشور على
از نامهها و مجموعه دفاتر هزينه و دفاتر سپاهت باشد به دفتر نويسانى كه خودت در گزينش آنان كوشيده باشى واگذار زيرا آنان سران دستگاه (ادارى) تو هستند و براى تو سودمندتر و براى مردم سود افزاترند. (١) وانگهى، نبايد آنان را تنها به تشخيص خود و از روى علاقه شخصى (و ساده دلى) و خوشگمانى به ايشان برگزينى، زيرا اين دولتمردان خود را به ظاهر سازى و خدمتگزارى خويش[١] در چشم زمامداران نيك نمايانند ولى فراسوى آن (ظاهر آراسته و خدمتگزار نما) خير انديشى و امانت نيست. بلكه آنان را بر اساس خدمتى كه به صالحان پيش از تو كردهاند بيازماى. پس به هر كدام كه در ميانه عامّه مردم نيكنامتر و به نجابت و امانت شناختهتر است توجّه كن زيرا اين كار، به راستى، نشانهاى از خير انديشى تو در حقّ خدا و (خير خواهى) نسبت به كسى است كه كارش را به ولايت تو سپرده است. (٢) سپس به آنان بفرماى كه حكومت به نيكى رانند و سخن به نرمى گويند و براى هر يك از كارهايت رئيسى از آنان برگزين كه نه كارهاى بزرگ بر او گران آيد و نه بسيارى كارها پريشانش سازد، آنگاه به حالاتشان، كه بر تو نهان است رسيدگى كن و به امور آنان كه پيامگزارانشان نزد تو مىآيند (٣) و حاجتمندانشان بنگر و ببين حكمرانى آنان بر چه مدارى است و چه اندازه از سرپرست و امام و حجّت خويش شنوايى دارند، زيرا سرپيچى و سلطهطلبى و گردنفرازى شيوه بسيارى از دفتر نويسان (و كارگزاران ديوانى) است مگر آنكه خدا بازشان دارد، و مردم را گزيرى نيست كه در پى رفع نيازمنديهاى خود روند و هر عيبى كه (هنگام مواجهه با مردم) در دفتر نويسانت باشد و تو از آن چشم پوشى كنى به گردن خودت افتد و (در عوض) هر فضيلتى هم داشته باشند به حساب مىآيد و همراه آن تو را در اين باب نزد خداوند ثوابى نيكو باشد.
(٤) سپس به بازرگانان و پيشهوران توجّه كن و (ديگران را) به نيكخواهى آنان سفارش فرماى، خواه آنان كه مقيم حضرند و خواه آنان كه سرمايه خود را به اطراف پراكنده (و در سفرند) يا به نيروى دست خويش پيشهورند، چه اينان سر چشمه سودها (و در آمدها) و فراهم آورنده آنها در كشورند، از خشكى و دريا و دشت و كوه و نيز از آن جايها كه ديگر مردم در آنها گرد نيايند و سرزمينهايى كه (جز بازرگانان) جرأت ندارند بدانها گام نهند، مانند كشورهاى دشمن تو كه از توجّهات الهى داراى صنايعى شدهاند. (٥) سپس به ايشان احترام گذار و راههايشان را ايمن ساز و حقوقشان را محفوظ دار كه آنان مردمى سليمند كه از گزندشان هراسى نباشد و مسالمتجويانى هستند كه از آشوبشان پرهيزى لازم نيايد. خوشترين مرادشان آنكه امنيّت پايدار و زمامدار بر قرار باشد، پس به كارشان چه در مركز و چه در اطراف مملكت خويش، به مهربانى رسيدگى كن. ولى با وجود اين بدان كه در (نهاد) بسيارى از اينان (خوى) تنگ نظرى سخت و خشكدستى زشت و سودپرستى محتكرانه و بىانصافى در معاملات وجود دارد و اين مايه زيانمندى همه مردم و عيب بر زمامداران است، پس
[١] در ن، به جاى« خدمتهم»[ حسن خدمتهم- خوش خدمتى خويش] آمده است.