رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٠١ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
(١) و فرمود ٧: دانشمندى كه از علمش بهره برند برتر از هفتاد هزار عابد است.[١] (٢) و فرمود ٧: بنده دانشمند نيست مگر آنكه بر زبر دست خود (در دانش) رشك برد و زيردست خود را خوار شمرد.
(٣) و فرمود ٧: آنكه خدا را فرمان نبرد، خدا را نشناخته است و اين دو بيت را خواند:
|
تعصى الاله و انت تظهر حبّه |
هذا لعمرك في الفعال بديع |
|
|
لو كان حبّك صادقا لأطعته |
انّ المحبّ لمن احبّ مطيع |
|
تو به نافرمانى خدا پردازى و آنگاه اظهار خدا دوستى مىكنى؟ به جان خودت كه اين كردارى شگفت است اگر دوستيت صادقانه بود بيگمان فرمانش را مىبردى زيرا عاشق از آن كس كه دوستش مىدارد فرمان مىبرد.
(٤) و فرمود ٧: مثل نيازمند شدن به نو دولت مانند درهمى است كه در دهان افعى باشد، تو را بدان (درهم) نيازمند است و از گزند (افعى) در خطرى.
(٥) و فرمود ٧: سه خصلت است كه صاحبشان نميرد تا نتيجه بدشان را ببيند: ستمكارى، قطع رحم و سوگند دروغ كه پيكار با خداست. راستى كه زود پاداشترين طاعت، صله رحم است و راستى كه (هر چند) گروهى بدكار باشند ولى (چون) صله رحم كنند (و با هم پيوند نگاهدارند) اموالشان بيفزايد و ثروتمند شوند. و راستى كه سوگند دروغ و قطع رحم خانهها را ويران و تهى از خانمانشان كند.
(٦) و فرمود ٧: هيچ كردارى جز به شناخت پذيرفته نشود و هيچ شناختى جز به كردار نباشد. هر كه شناخت يافت به كردار راه برد و هر كه شناخت ندارد كردارى نيارد.
(٧) خدا براى نكوكارى شايستگانى از خلق خود را قرار داده، آنان را احساندوست نموده و نكوكارى را محبوبشان ساخته و احسانجويان را روى به سوى ايشان داشته و روا كردن نياز اينان را بر آنان آسان فرموده است، چنان كه باران را براى زمين بيحاصل به آسانى (روان) كرده تا آن را زنده كند و به اهلش جان دهد. و به راستى خدا از خلق خود (برخى) را دشمن احسان قرار داده كه خصم نيكى و احسانند و نكوكارى را بر آنان ناگوار ساخته است، و احسانجويان را از آنكه رو به سوى آنان
[١] سعدى با الهام از اين حكمت والا گويد:
\sُ دى شيخ ما به مدرسه آمد ز خانقاه\z بشكست عهد و صحبت اهل طريق را\z گفتم: ميان عابد و عالم چه فرق بود\z تا اختيار كردى از آن اين فريق را\z گفت: آن گليم خويش به در مىبرد ز موج\z وين سعى مىكند كه بگيرد غريق را.\z\E- م.