رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٠ - منشور على
به او دادهاى. پس بر توست كه اين آزمونگاه را به سود و زيان خود بشناسى تا بصيرت تو را در خوشرفتارى بيفزايد و همراه با (ثوابى) كه خداوند در معاد برايت واجب ساخته است، آزمايشهاى خوبت را نزد توده مردم افزون كند.
(١) روش خوبى را كه سران اين امّت به كار بردهاند و مايه الفت (و همبستگى مردم و امور جامعه) شده و كار مردم بدان استوار گشته است، در هم مشكن و هرگز روش تازهاى كه بدان سنتهاى (نيك) گذشته زيانى رساند پديد نياور كه پاداش آن سنّتها از آن سنّت گذارانش باشد و گناه شكستن آنها بر گردن تو افتد.
(٢) پيرامون نگهداشت آنچه مردم كشور تو بدان سامان يافتهاند و بر قرار داشتن سنّتهايى كه پيش از تو موجب قوام كار مردم بوده است، بسيار با دانشمندان گفتگو كن و با فرزانگان به مذاكره بنشين زيرا اين (روش) حقّ را پايدار و باطل را دور سازد و دليل و نمونه (حسن نيّت تو) را كافى است چه سنّتهاى خوب همان راه فرمانبردارى خدا باشد.
(٣) آنگاه، بدان كه مردم چند طبقهاند؛ نه دستهاى بدون پارهاى ديگر كارش سامان مىيابد و نه برخى از گروهى ديگر بىنيازند. اينان عبارتند از: سپاهيان خدا، نويسندگان عمومى و خصوصى، قاضيان عدالت، كارمندان (اهل) انصاف و مدارا، جزيه پردازان ذمّى و (خراجگزاران) مسلمان، بازرگانان و صنعتگران و طبقه فرو دست كه از نيازمندان و مستمندانند. و خداوند براى هر يك سهمى نام برده و در كتاب خود يا سنّت پيامبرش ٦ نصيبى مقرّر داشته و (اين) پيمانى است كه نزد ما محفوظ (و مورد احترام و اعتماد) است.
(٤) سپاهيان به فرمان خدا، پناه مردم و زينت زمامداران و عزّت دين و وسيله امنيّت و آسايشند و مردم جز به (وجود) آنان نپايند. آنگاه سپاهيان را پايندگى نباشد جز بدان چه خدا براى آنها از خراج (ماليات) بديشان رسانده تا به (مدد) آن براى جهاد با دشمنان خود نيرو گيرند و بدان دلگرم باشند و نيازشان را تأمين كند، (٥) آنگاه اين دو گروه (سپاهيان و مؤدّيان ماليّات) نپايند مگر به (وجود) گروه سوّمى كه قاضيان و كارمندان و نويسندگانند كه در كارها حكم دهند و انصاف را آشكار كنند و منافع را گرد آورند و در امور كلّى و جزئى امين باشند. (٦) و اين همه را پايدارى نيست مگر به (وجود) بازرگانان، و صنعتگران كه منافع را جلب كنند و بازارها را پر رونق دارند و مردم را از تهيه نيازمنديها به دست خود، كه تهيه آنها جز از بازرگانان ساخته نيست، بىنياز سازند. (٧) سپس طبقه نيازمندان و درماندگانند كه سزاوار كمك هستند و در عايدات الهى سهمى گسترده دارند و هر يك را تا حدّ اصلاح وضع معاشش بر زمامدار حقّى است. (٨) و زمامدار جز با همّتورزيدن و يارى جستن از خداوند و گماشتن نفس خود به پايبندى حقّ و شكيبايى در آنچه بر او دشوار يا آسان است، از عهده انجام اين تكاليف كه خدا بر عهدهاش نهاده، برنيايد. (٩) از سپاهيانت آن كس را به فرماندهى بگمار