اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٨٣ - شرايط اجابت دعا
فَعَسى انْ تَكْرَهُوا شَيئاً وَ يَجْعَلُ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثيراً.[١] چه بسا چيزى را خوش نداريد و خداوند در آن، نيكى بسيار پديد مىآورد.
از آنجا كه وراى اين عالَمِ خاكىِ مادّى، كه بر مدار وهم و خيال مىچرخد، عالم ديگرى است كه قلمرو حقايق و واقعيتهاست و ما از آن بىخبريم، جز آنچه كه آگاهان گفتهاند، بنا بر اين، چه بسا چيزى را در اين عالم و در اين زمان براى خود نيكو بپنداريم، در حالى كه در آينده يا در عالم ديگر، همان چيز، مايه خسارت و تباهى و اندوهمان گردد، و چه بسا چيزى را در اين حال و روزگار و در اين عالم، بد بدانيم، در حالى كه در آينده و در عالم ديگر، موجب خير و نيكى و مايه تعالى ما باشد؛ چرا كه اوّلًا اين عالم و آنچه در آن است، در حال تغيير و دگرگونى است و قرار و ثبات ندارد و عالم ديگر، عالَمِ قرار و ثبات و به دور از وهم و خيال است. ثانياً حقيقت و نهان آن عالم، همچنان كه ياد شد، براى ما آشكار نيست و دانش محدودِ ما، جز از سطح محدود اين عالم، آگاهى ندارد:
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَيوةِ الدُّنيا وَ هُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ.[٢] آنان، ظاهرى (آنچه از آرايش و نمايش زندگانى دنيا كه به چشم مىآيد) از زندگانى دنيا مىدانند و از زندگانى پسين بىخبرند.
به همين دليل، محبّت و عشقورزى و نفرتِ آدمى در عرصه دنياى درگذرنده، در حال تغيير و دگرگونى است. چه بسا دلبرده چيزى يا كسى است كه در آينده، دشمن او خواهد بود، و از چيزى يا كسى كه مايه آرامش و دلدادگىاش خواهد شد، بيزار است.
|
از قضا، سِركنگبين صفرا فزود |
روغنِ بادام، خُشكى مىنمود |
|
|
از هليله قبض شد، اطلاق رفت |
آب، آتش را مدد شد همچو نفت.[٣] |
|
اين گونه نيكىها و مصلحتها را تنها خداى عالِم و مبدأ خير و كمال مىداند و بس، و آدمى هر اندازه كه ديدِ نافِذ، درگذرنده و وسيعى داشته باشد، هيچ گاه به آنها پىنمىبرد.
تنها خداوند است كه از همه اسرار و نهان هستى آگاه است و هستى ما نزد او گشاده است
[١] - نساء، آيه ١٩
[٢] - روم، آيه ٧
[٣] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٥٣- ٥٤.