اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٦٥ - آداب دعا
آرى! رسولان الهى آمدند تا آدميان را از اين اذن و رخصت الهى آگاه كنند و راه و رسم و آيين بهرهورى از اين اذن الهى را به او بياموزند.
اى خداى بزرگ! ما نمىدانستيم كه مىتوان دعا كرد و تو را خواند و از تو خواست و با تو گفتگو كرد. اين تو بودى كه به ما آموختى تا بدانيم كه دعا و نيايش، اساساً يكى از نيروها، بلكه مهمترين نيروى اثر گذار در عالم است. و تو، اى خداى بزرگ! اين دعا را مىشنوى و مىپسندى و اگر تو نبودى، ما از اين كشفِ عظيم و تأثير آن، ناتوان بوديم. اين تو بودى كه يادمان دادى تا تو را بخوانيم و از تو بخواهيم و با تو سخن بگوييم؛ همچنان كه بنده شايسته تو زينالعابدين (ع) در مناجات خويش با تو در ميان نهاد:
بِكَ عَرَفْتُكَ وَ انْتَ دَلَّلْتَنى عَلَيْكَ وَ دَعَوْتَنىِ اليْكَ وَ لَوْ لا انْتَ لَمْ ادْرِ ما انْتَ.[١] به تو، تو را شناختم و تو مرا به خود ره نمودى و به خودت فرا خواندى و اگر تو نبودى، در نمىيافتم كه تو، كِه هستى.
|
اين طلب، درما، هم از ايجاد توست |
رَستن از بيداد، يا رب، دادِ توست |
|
|
بىطلب، تو اين طلبمان دادهاى |
گنجِ احسان بر همه بگشادهاى[٢] |
|
|
ما ز آز و حرص، خود را سوختيم |
ين دعا را هم ز تو آموختيم |
|
|
حرمتِ آنكه دعا آموختى |
در چنين ظلمت، چراغ افروختى |
|
|
اى كريم و اى رحيمِ سرمدى |
! در گذار از بدسِگالان اين بدى |
|
|
اى بداده رايگان، صد چشم و گوش |
بى ز رَشوت، بخش كرده عقل و هوش |
|
|
پيش از استحقاق، بخشيده عطا |
ديده از ما، جمله، كفران و خطا[٣] |
|
|
اى عظيم، از ما گناهانِ عظيم |
تو توانى عفو كردن در حريم.[٤] |
|
نكته جالب اينكه كرم و جود و سخاى خداوند اجازه مىدهد حتّى، در حالتِ گناه نيز او را بخوانيم و از او بخواهيم؛ چرا كه «با كريمان، كارها دشوار نيست».
[١] - مفاتيح الجنان، دعاى ابو حمزه ثمالى
[٢] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ١٣٣٧- ١٣٣٨.
[٣] - همان، دفتر سوم، بيت ٢٢١٣
[٤] - همان، دفتر سوم، بيت ٢٢١١- ٢٢١٦