اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٢٤ - تقدير معيشت روزيخواران
اندكى ندادهاند.
در اينجا مراد از روح، همان است كه آدمى به او زنده است و قوام حيات آدمى به آن است، و از ديرباز، ميان ملل جهان، درباره اينكه حقيقت روح چيست و از چه مبدأ و منشئى است، بحث و گفتگو بوده است. اين بحث در بين قوم يهود و بويژه يهوديانى است كه با فلاسفه يونان در تماس بوده و از عقايد آنان و اختلافاتشان درباره روح آگاه بودهاند.
قُوت: معاش، خوراك، خوردنى، آذوقه، توشه، جيره.
قُوتِ لايَمُوتْ: غذايى كه فقط براى ادامه زندگى كفايت مىكند. غذاى بخور و نمير.
رِزق: درآمد، عايدى، روزى، معيشت.
راغب مىگويد:
الرِّزْقُ يُقالُ لِلْعُطاء الْجارى تارَةً دُنَيويّاً كانَ امْ اخْرَويّاً، وَ لِلنَّصِيبِ تارَةً.[١] «رزق، گاهى به معناى بخشش مستمرى و همواره است؛ خواه بخشش مادّى و دنيايى باشد [از قبيل مال و جاه و مقام]، خواه معنوى و اخروى باشد؛ [از قبيل علم و ايمان و تقوا]، و گاهى نيز به معناى بهره، سهم، قسمت و روزى است.
رزق، هر نوع بهره معنوى و مادى حلال است، بويژه آنجا كه به خداوند يا كارگزاران او در عالم نسبت داده مىشود:
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِنَ الطَّيِّبَاتِ.[٢] و هر آينه، فرزندان آدم را گرامى داشتيم، و در خشكى و دريا [بر مَركبها و كشتى] بر نشانديم، و از چيزهاى پاكيزه روزىشان داديم.
سخن امام (ع) در اين نيايش، كه فرمود: «وَ جَعَلَ لِكُلِّ روُحٍ مِنْهُمْ قُوتاً مَعْلُوماً مُقْسُوماً مِنْ رِزْقِهِ ...»، بر گرفته از پارهاى از آيات الهى است كه به «تفاوت» مراتب و تفارق سطح منزلت آدميان در قلمروِ زندگى اين جهانى اشاره دارند؛ زيرا از نظر آموزههاى دينى، همچنان كه در نظام تكوينى جهان، تفاوت، يك حقيقت است و اساساً رازِ زيبايى و دلبردگى و تنوّع و تكامل جهان همين تفاوتهاست، در قلمروِ زندگى اين جهانى انسانها نيز
[١] - مفردات، ص ٣٥١
[٢] - اسراء، آيه ٧٠