اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٨٢ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
در هر روزگارى در سراسر تاريخ علم و فلسفه، ابراز شده و مىشود. آلبرت انيشتاين (م ١٩٥٥ م) مىگويد: در تكامل فكر علمى، حقيقتى به صورتى خيلى روشن، ظاهر و بارز گشته است. هيچ رازى در جهان فيزيكى نيست كه به رازى ديگر، در وراى خود، ... منتهى نشود. همه شاهراههاى عقل، و همه كورهراههاى علوم نظرى و فرضيّات و حدسيّات، سرانجام به فضاى بىپايانى منتهى مىگردد كه عقل بشر از ادراك اندازه آن، قاصر است.[١]
روشن است كه شناخت خداوند از راه عقل، يعنى به وسيله مفاهيم عقلى، كه به طور مستقيم به ذات الهى، و صفات او- كه عين ذاتاند- تعلّق نمىگيرد، آنچنان كه درخورِ ذات اقدس اوست، محال و ناممكن است؛ زيرا اين مفاهيم كه در ميدان هستى محدودِ آدمى فعاليّت مىكنند، هيچگاه نمىتواند نشاندهنده هويّت و مختصّات ذات و صفات الهى باشد؛ خواه «صفات ذات» باشد، كه عين ذاتاند (مانند علم و قدرت)، و خواه «صفات فعل»، كه از فعل خداوند (مانند زنده كردن و ميراندن و روزى دادن و ...) انتزاع مىگردد.
همين صفات فعل، با اينكه قدرت خداوند بر بروز آنها از نوع صفات ذاتى اوست، با مفاهيم ياد شده درخورِ درك و شناسايى نيست؛ زيرا خالقيّتِ خداوند كه از صفاتِ فعل اوست، با تصرّفاتى كه بشر در موادّ عالم طبيعت نموده و اشيايى را مىسازد و خود را سازنده آنها مىداند، به هيچ وجه قابل قياس نيست. چرا كه خالقيّت و آفريدن خداوند، برتر از قانون «هدف و وسيله» است كه بشر، بدون آن، هيچ كارى را نمىتواند انجام دهد.
گذشته از آن، آفريدنِ خداوند، مسبوق به انديشه و موازنه مصالح، براى وصول به نتيجهاى كه در پى آن است و بدون آن، نقصى در او احساس مىشود، نيست:
أَنْشَا الْخَلْقَ انْشاءً، وَ ابْتَدأَهُ ابْتِداءً، بِلا رَوِيّةٍ اجالَها، وَ لا تَجْرِبَةٍ استَفادَها، وَ لا حَرَكَةٍ احْدَثَها، وَ لا هَمامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فيها.[٢] با قدرت كامل خويش، خلايق را آفريد و بدون آنكه انديشهاى به كار بَرَد و يا از تجربهاى استفاده كند و يا در خود جنبش و حركتى پديد آورد و همّتى به خرج دهد كه سبب نگرانى او شود، به آفرينش پرداخت.
[١] - اجتهاد و تقليد در فلسفه، ص ٢١( به نقل از: جهان و انيشتاين)
[٢] - نهج البلاغة، خطبه ١