اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٣٤ - زمينههاى شكلگيرى«صحيفه سجاديه»
در راهِ تحقّق حقّ و عدالت و تبيين معارفِ توحيدى و اخلاقى و اجتماعى و سياسى اسلام، بهره گيرد.
و اين نشانگر آن است كه اگر چه كربلايى به وجود آمد و قيامِ حقطلبانه امام حسين (ع)، آفريننده عاشورا، به ظاهر با شكست مواجه شد و همه ياران و فرزندانش را كشتند و تنها يك جوانِ اسير كه با كاروان اسيران همراه بود، باقى مانده؛ اما همان يك تنِ باقى مانده نيز هيچ گاه بدون مسئوليت نيست. آرى! او مسئوليت دارد كه هم جان خود را، كه همواره ظرفِ نگهدارنده تفكّر و انديشه ناب اسلام محمد ٦ است، حفظ كند و هم به عنوان فردى كه بزرگِ خاندان پيامبر ٦ است، آنان را از آسيب دشمنِ خونآشام و كينهتوزشان در پناهِ امنِ خويش گيرد؛ چرا كه در سيطره بنىاميّه و بنى مروان، چنان بر تعاليم والاى وحى ستم رفته بود كه آيين شرك، چون خيمهاى سياه بر جهانِ اسلام سايه افكنده بود. امام صادق (ع) در اين باره فرمود:
انَّ بَنى امَيَّةَ اطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعِليمَ الإيمانِ وَ لَمْ يُطْلِقُوا تَعْلِيمَ الشِّركِ لِكَىْ اذا حَمَلُوهُمْ عَلَيْهِ لَمْ يَعْرِفُوهُ.[١] امويان، مردم را در فراگرفتن ايمان، آزاد گذاردند، امّا در آموختن شرك به آنان آزادى ندادند، براى آنكه هر گاه خواستند مردم را به رفتارهاىِ مشركانه وا دارند، آن را نشناسند.
امام سجّاد (ع) فرموده است:
ما نَدْرى كَيْفَ نَصْنَعُ بِالنَّاسِ؟ انْ حَدَّثْناهُمْ بِما سَمِعْنا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ٦ ضَحِكُوا وَ انْ سَكَتْنا لَمْ يَسَعْنا.[٢] نمىدانيم با اين مردم چه بايد كرد؟ اگر بر اساس آنچه از پيامبر خدا شنيدهايم، گفتگو كنيم، به تمسخر بر ما مىخندند و اگر سكوت كنيم، رهايمان نمىكنند.
به ياد آوريد كه امام سجّاد (ع) داراى سرگذشت ويژهاى است. شيعيان، همگى قربانى جنايت تاريخاند و هر يك، مظهرى از مظلوميت توده و رنج انسان و تجسّم عينى و رمزىِ سرنوشت عدالتخواهى و آزادى و فضيلت انسان در نظام جور و غصب و اختناق تاريخ؛
[١] - الكافى، ج ٢، ص ٤١٥
[٢] - بحار الأنوار، ج ٤٦، ص ١٤٢