اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٣٥ - زمينههاى شكلگيرى«صحيفه سجاديه»
ولى امام چهارم، در اين ميان زندگى خاصّى دارد. او در كربلا نوجوانى بوده كه به چشمان خويش، شاهد آن صحنههاى هولناك بوده است و دشوارتر از آن، شاهد شهادت عزيزان خود و مجاهدان در راه خدا بوده است و خود از فيض شهادت محروم، و دشوارتر از اين، آن صحراى خاموش شده را، كه در هر گوشه، گل سرخ شهادتى شكفته است، ترك كردن و خون محمّد و فاطمه و على و حسين (ع) را در رگهاى خويش داشتن و از صف شهيدان، به سلامتى- كه از هر زخمِ تيغى جراحتزاتر است و به حياتى- كه هر مرگى در برابرش نجات و نوازش است- به در آمدن و به سوى سرنوشت هولناك و دردآور، پس از شهادت زنده ماندن، رفتن و از اين نيز دشوارتر، در ميان خيل زنان و كودكان داغدارى كه از شهيدان بازماندهاند، تنها ماندن و با كاروان اسيران به كاروان سالارى زينب بزرگ- كه رهبرى نهضت را در اسارت، و ادامه انقلاب كربلا را در تنهايى هولناك پس از شهادت و ابلاغ پيام شهيدان در جهان به دست گرفته بود- راهى پايتختِ جنايت شدن، و از اين دشوارتر به زنجير بسته بودن. پيشاپيش چنين قافلهاى، از ميان شهرِ پليدى گذشتن و برق آزار دهنده نگاههاى زشت خيانتكاران و خودفروشان و نوكرمآبان و جلّادان و چاپلوسان و دينبازان و عوامفريبان و گرگانِ هار، و روبهان مكّار، و موشان سكّهپرست و عوام بدبخت و ميشهاى قربانى شوم جهل، كه گوساله سامرى را به خدايى مىگيرند، ليكن موساى كليم را پيامبر نمىدانند، و برده ذليل شكم و مجسّمههاى زشتى و حقارت و پستى و پليدى را بر سر و روى خويش حس كردن، و از اين دشوارتر به دربار جلّادى حقير آورده شدن و ... آن گاه زندگىِ تنها و دردآميزى را در زير سايه شمشير آغاز كردن و شاهد بر باد رفتن همه چيز از جمله فراموشى و نفى و مسخ و غصب تمامى ثمرات انقلاب اسلام بودن و رنجهاى خاندان خويش را هر روز به چشم ديدن و شاهد فاجعه سنگباران كعبه ... و قتل عام هولناك در مدينه پيامبر ٦ كه سه روز زنان و دختران مدينه را كه همگى خاندان اصحاباند بر سربازان حلال كردن و ... سپرى كردن سالهاى سكوت و تسليم هولناكى كه نفسها را در سينهها زندانى كرده بود و حلقوم هر فريادى را بُريده بود و هر حرفى، در پسِ لبهاى دوخته، خاموش مانده بود و از دمشق تا خراسان، تنها شمشير حكومت مىكرد و دروغ و ديگر هيچ! و امام سجّاد (ع) در چنين امپراتورى