اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٦٣ - آداب دعا
انسان را بر خود، گواه ساخت:
وَ اذْ اخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَتَهُمْ وَ اشْهَدَهُمْ عَلى انْفُسِهِمْ الَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا انْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقيامَةِ انَّا كُنَّا عنْ هذا غافِلينَ.[١] و [ياد كن] آن گاه كه پروردگار تو از فرزندان آدم، از پشتهاى ايشان، فرزندانشان را گرفت و آنان را بر خودشان گواه كرد، [گفت:] «آيا من پروردگار شما نيستم»؟ گفتند: چرا، گواه شديم؛ [و اين گواهى را گرفتيم] تا روز رستاخيز نگوييد كه ما از آن بىخبر بوديم.
اينكه خداوند، ما آدميان را از نعمت چشم و گوش و زبان و دست و پا و قواى ادراكى و تحريكى، عقل و هوش و ... برخوردار ساخت، يعنى اذن و اجازه تصرّف و به كارگيرى آنها را به ما داده است؛ زيرا كه گفتهاند: لِسانُ الْحالِ، انْطَقُ مِنْ لِسانِ الْمَقالِ. زبان حال گوياتر از زبان گفتار است.
|
خواجه چون بيلى به دست بنده داد |
بىزبان معلوم شد او را مُراد |
|
|
دست همچون بيل، اشارتهاىِ اوست |
آخِرانديشى، عبارتهاىِ اوست |
|
|
چون اشارتهاش را بر جان نهى |
در وفاىِ آن اشارت، جان دهى |
|
|
پس اشارتهاى اسرارت دهد |
بار، بَردارد ز تو، كارت دهد.[٢] |
|
اگر اربابى، بيلى را به دست رعيّت خويش سپرده، روشن است كه اجازه بيل زدن را نيز به او داده است. وجود دست و پا و ديگر اعضا و جوارح ما، خود، نشانه اذن و اجازه تصرّف در آنهاست. بجز ساز و برگ و اعضاى هماهنگِ در كار، در درون بدن، ساز و كار و اندامهاى روانى نيز داريم. غرايز و استعدادها و قدرت تفكّر و انديشهورزى كه خداى تعالى به ما موهبت كرده است، همه، به منزله اعضاى روح و جان ماست و نشانه اين است كه ما در به كار گيرى آنها مجازيم؛ چرا كه دادنِ آنها و در اختيار نهادنشان، همانا نشانه اجازه بهرهورى از آنهاست.
بر همين قياس، اگر آدمى با خداوند انس مىگيرد و مىتواند در همنشينى با او به
[١] - اعراف، آيه ١٧٢
[٢] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٩٣٢- ٩٣٥.