اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٦ - نقش عملى ستايش و سپاس
آموزههاى زبانى نيستند؛ يعنى اين ستايشنامه، تنها خواندن خداوند و خواستن از او و يادآورى نعمتهاى انبوه او و پرداختن به توصيف و تكريم او، براى رهايى از اندوههاى روحى، و گِرِه هاى ناگشوده زندگى، و برخوردارى از بهشت و نعمتهاى آن و در امان ماندن از روز رستاخيز، روزِ گرفته و درهم رفته (عَبُوساً قَمْطَريراً)، نيست؛ بلكه علاوه بر همه اينها، برنامه سلوكِ رفتارى و فرآيند اخلاقى ستايندگان است كه بايد مطابق و موافق با آن زندگى كنند، و خُلق و خوى و رفتارشان، تجلّى ستايشها و سپاسهايشان باشد؛ چرا كه على (ع) فرموده است:
الْعِلْمُ مَقْرُونٌ بِالْعَمَلِ، فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ. وَ الْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ، فَانْ اجابَهُ، وَ الِا ارْتَحَلَ عَنْهُ.[١] علم را با عمل همراه بايد ساخت، و آنكه آن را آموخت، به كارش ببرد، و علم، عمل را بخوانَد، اگر پاسخ داد؛ و گرنه روى از او بگرداند.
روشن است كه آگاهى از اين وصفها و ستودن خداوند، بدانها، دامنه معرفت آدمى را فراخى مىبخشد و زمينه نيكبختى را فراهم مىآورد؛ ليكن تحقّق و عينيّت اين وصفها در وجود آدمى است كه او را موجودى متعالى و متخلّق به اخلاق الهى مىسازد.
نكته مهم اينكه ستايش و سپاس، بهسان ديگر مقولههاى معرفتى، داراى مراتبى است كه مرتبهاى از آن، سهم زبان است. اگر چه ستايش و سپاس زبانى در بسامان بودن زبان- كه مهمترين عضوِ آشكار و پل ارتباط ميان درون و برون و پردهاى بر درگاهِ جان است و نقش عمدهاى در شكلگيرى شخصيت آدمى دارد امرى لازم و ضرورى است؛ امّا كافى نيست. از اين رو، براى تبيين هر چه بيشترِ اين نكته اساسى و نقش عينى ستايش و سپاس، لازم است به گفته اهل معرفت و سلوك درباره اسماى حسناى خداوند و مقصود از احصا و شمارش آنها اشاره شود.
امام صادق (ع)، از پدران بزرگوارش، از اميرمؤمنان روايت كرده است كه رسول خدا فرمود:
للَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ اسْماً، مَنْ دَعااللَّهَ بِها اسْتَجابَ له، وَ مَنْ
[١] - نهج البلاغة، حكمت ٣٦٦