اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٣ - مفهوم دعا
به مناجاتها و ادعيه، مسائل فرق كرده است. آنجا ديگر زبان عامّه مردم نيست. البته در آن همه چيز هست، ليكن آن معارفى كه در ادعيه و مناجاتهاى ائمه (ع) هست، آنها يك زبان ديگرى است، غير زبان معمولى و غير زبان ذكرِ احكام الهيّه. و مطالعه اين ادعيه، راهگشايى است براى انسان و رسيدن به بعض مدارج الهيّه».[١]
«ما بايد مردم را با توحيد آشنا كنيم. علماى اعلام بايد مردم را با توحيد آشنا كنند، با معارف الهى آشنا كنند. «ا لِغَيْرِكَ مِنَ الظّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ؟».[٢]
«دعاى عرفه حضرت سيّد الشهدا (ع): «متى غِبْتَ حَتَّى تَحْتاجَ الى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ».[٣] چه، قرآن هم است، هر كدام يك زبانى دارد. قرآن نازل شده تا اينجا رسيده است و ادعيه ائمه ما، به تعبير بعض مشايخ، «قرآنِ صاعد»[٤] است و هر چه مسائل بخواهيد، در ادعيه هست. زبان ادعيه با زبان عادىاى كه احكام مىخواهند بگويند، دو تاست. زبان ادعيه با زبان فلسفه هم دوتاست، با زبان عرفان علمى هم دوتاست. يك زبان ديگرى است مافوق اينها. منتها زبان فهم مىخواهد. بايد كسانى كه آن زبان را مىفهمند، توجّه كنند. قرآن، يك نعمتى است كه همه ازَش استفاده مىكنند؛ امّا استفادهاى كه پيغمبر اكرم مىكرده است از قرآن، غير استفادهاى است كه ديگران مىكردند. «انَّما يَعْرِفُ الْقرآنَ مَنْ خُوطِبَ به»[٥] ديگران نمىدانند. ماها يك ذرهّاى، يك چيزى، يك خيالاتى پيش خودمان داريم. آن كه قرآن بَرَش نازل شده، مىداند چيست، چه جور نازل شده، كيفيت نزول چيست، چه مقصد در اين نزول است و محتوا چيست و غايت اين كار چيست. او مىداند. آنهايى هم كه بر تعليم او تربيت شدهاند، آنها هم براى خاطر تربيت او مىدانند. هنر انبيا اين بوده است كه مسائل را، مسائل دقيق عرفانى را، با يك لفظى مىگفتند كه هر كسى يك جورى
[١] - صحيفه امام، ج ١٩، ص ٢٨٦
[٢] - آيا براى غير از تو ظهور و آشكارى چيزى هست كه براى تو نباشد؟
[٣] - كى غايب شدهاى تا نياز به راهنمايى باشد تا به تو ره نمايد؟
[٤] - دعا قرآن صاعد است، يعنى دعا، باز تابشِ حقايقِ آشكار و پنهان و رمز و اشارات و لطايف قرآن است در ذهن و جانمعصوم، كه بر زبانش جارى گشته است.
مقصود از« بعضِ مشايخ»، مرحوم آية اللَّه ميرزا محمّد على اصفهانى شاه آبادى، فقيه، اصولى، عارف و فيلسوف برجستهاى است كه امام خمينى( ره) از درسهاى اخلاق و عرفان وى، بهره فراوان برده است
[٥] - مقدمه تفسير صافى